#عروس_برف_پارت_179

در حالیکه خودمم عصبانیم و دست هام از زور عصبانیت می لرزه به یوسف نگاه می کنم که هر لحظه چهره اش انگار کبودتر از قبل می شه و رگ گردنش انگار بلند شده و هنوز سکوت کرده و نیما به خیال اینکه منم داره وراجی می کنه..

اروم صداش می زنم که فوری دستش رو بالا میاره و میزاره روی بینیم!

و دقایقی بعد، با دادی که میزنه حتی من هم شوکه میشم چه برسه به نیما!

شروع می کنه به حرف زدن و تهدید کردنش ،اونقدر که از عصبانیت صورتش سیاه میشه و من بیشتر از نیما می ترسم.

بعد از چند دقیقه گوشی رو قطع می کنه و شروع میکنه به ناسزا گفتن به نیما و خاندانش و با عصبانیت موبایلم رو پرت می کنه روی تخت!

قدمی به سمتش می رم و می گم:یو..سف...من..

نمیزاره حرف بزنم..عصبی دستش رو میزاره روی بینیش و می گه:هیسسس..

و خیلی ناگهانی به سمتم میاد و در حالیکه بازوهای لختم رو بین دست هاش فشار میده توی چشمهام خیره می شه و می گه:چرا جوابش رو دادی ؟هـــان؟

از فشار دردی که به بازوهام وارد میشه،ابروهام بهم نزدیک میشه و می گم:ولم کن..یوسـ..ف ..دستم..

ولی بیشتر از قبل منو به سمت خودش می کشه.. حس می کنم فشار دستش بیشتر میشه..آخی می گم که باز از بین دندان های کلید شده اش می گه:بگــو..میگم چرا جوابش رو دادی؟!دوست داری بهت حرف های عاشقانه بزنه..دوست داری بهت التماس کنه که برگردی پیشش و ببخشیش؟هــان؟دوسداری؟!

سری تکان می دم و با بغض می گم:نه..من...

بازم نمی زاره حرف بزنم داد میزنه و می گه:اره..دوسداری..اگه دوست نداشتی که جوابش رو نمی دادی..من ساده و ابله بودم که فکر می کردم از برگشتن نیما ناراحتی..فکر می کردم هنوز...هنوزم...

و عصبی بازوهام رو ول می کنه و جمله اش رو نصفه رها می کنه و عصبی بین موهاش دست می کشه ..

می بینم که زیر لب برای خودش زمزمه می کنه...

لبه ی تخت می شینم و به حال و روز خودم اشک می ریزم..

یوسف هم عصبی توی اتاق بالا و پایین میره و هی بین موهاش دست می کشه..

تقصیر من چی بود؟من داشتم بهش می گفتم که من با اون نسبتی ندارم..به من چه که نیمای لعنتی زبون ادمیزاد حالیش نبود؟که نمی فهمید! که نیما شده بود ابلیس و درست مثل بختک افتاده بود روی زندگیه من؟!

می بینم که میاد سمتم و درست روبروم می ایسته..هنوزم صورتش از عصبانیت به سرخی و کبودی میزنه...دلم برای رگ گردنش که برجسته شده ضعف میره و چشمام پر از اشک میشه!


romangram.com | @romangram_com