#آنالی
#آنالی_پارت_98

پای تو که در میون باشه من این جونو میذارم من که بالاتر از این زندگی چیزی رو ندارم

من دلی دوست دارم به خدا خیلی دوست دارم بخدا از این علاقه ی قلبی هیچی کم نشدا

من بگم حرفامو جز تو به کی همه ی زندگیم خودتی منی که از تو خاکه تو میرسم به خدا

*اهنگ دلی از علیرضا طلیسچی*

*******

رسیدم خونه، ماشین بابا رو که دستم بود تو پارکینگ پارک کردمو رفتم بالا، در واحد رو با کلید باز کردم که صدای صحبت الشن رو شنیدم.

الشن: نه ترو خدا...

_...

الشن: دیگه باهات حرف نمیزنما..

_...

الشن: عه... ایهان‌!!

اصلا از اینکه الشن داشت با یه پسری حرف میزد، ناراحت نبودم، خب اون ایهان رو دوست داشت.. فقط میترسیدم.. میترسیدم که ضربه روحی بخوره!

شونه اب بالا انداختم و داد زدم:

سلام، من اومــــدم..

که با شنیدن صدای تند تند خداحافظی الشن و ایهان،لبخند پررنگی زدم..

الشن اومد پیشم و گفت:

سلام انالی..

_به به سلام خانم.. چه عجب ما شمارو دیدیم، حالتون چطوره؟

الشن که اینقدر از این رفتار خوبم باهاش تعجب کرده بود، گفت‌:

چیزی زدی؟

چشم غره ای رفتم و گفتم:

دیدی جنبه نداری دو دقیقه باهات خوب باشم؟

خندیدو گفت:

خب حالا... خانم بد اخلاق..

من هم خندیدمو گفتم:

ایهان چطوره؟

الشن لبخند رو لبش ماسید و گفت:


romangram.com | @romangraam