#آنالی
#آنالی_پارت_97
نگین و شمیم هر دو با تخسی بهم نگاه کردن و بعد چشم غره ای بهم رفتن، گارسون اومد سمتمون و گفت:
خب چی میل دارین؟
نگین: آمریکانو..
شمیم: چای فرانسوی..
_ منم، اسپرسو..
بعد از رفتن گارسون، ماهم نشسته بودیم و از مدل لباس مد نظرمون میگفتیم و شمیمم گه گاهی نظری میداد.. بعد از چند دقیقه سفارشامو نو اوردن و ماهم بعد از خوردنشون، حساب کردیم و به سمت پاساژ حرکت کردیم..
.
.
.
همینطوری داشتیم پاساژا رو میگشتیم که یهو شمیم گفت:
انالی اون لباسه براتو قشنگه ها..
به لباس مد نظرش نگاه کردم.. یه لباس صورتی کوتاه، که دامنش یه حالت پیله مانند داشت... اصلا از لباس خوشم نیومد نه از مدلش نه از رنگش در کل از رنگ صورتی متنفر بودم.. شمیم گفت:
بریم تو پرو کنی؟
_ نه اصلا خوشم نیومد.. تو که اینقدر کج سلیقه نبودی شمیم ..
شمیم: کج سلیقه خودتیو شایان، بی تربیت..
بعد رو کرد سمت نگین و گفت:
تو خوشت نمیاد؟ برو پرو کن..
نگین: نه، از مدلش بدم میاد..
شمیم چشم غره ای به نگین رفت و دوباره شروع به پاساژ گردی کردیم، خلاصه من یه لباس مشکی گرفتم که استیناش بلند بود، ولی خیلی خوشگل بود، نگین چیزی مورد پسندش نبود و چیزی نگرفت و گفت دوباره میاد میگیره.. ماهم رفتیم سوار ماشین شدیم تا برسونمشون خونه هاشون..
******
این همه دیوونه داری خب یکی شم من یعنی تو قلبت یه لحظه ام جا نمیشم من
من نمیرم واسه تو پس واسه کی مردم منکه با اسمه دلت یه عالمو بردم
من دلی دوست دارم به خدا خیلی دوست دارم بخدا از این علاقه ی قلبی هیچی کم نشدا
من بگم حرفامو جز تو به کی همه ی زندگیم خودتی منی که از تو خاکه تو میرسم به خدا
قصه مهر تو اونجور که بخوای دل بکنی نیست حسه قلبم به تو اینقده که نابود شدنی نیست
بایدم نفس کشید تو آسمونه پر ستارت میشه حاله این دیوونه جون بگیره زیر سایه ات
فرقه تو با همه جاهای تو دنیا واسم اینه اینکه آغوشه تو بی خطرترین جای زمینه
romangram.com | @romangraam