#آنالی
#آنالی_پارت_105
خواستم پیاده شم که دستای شایان مانع شد، رو به من گفت:
آنالی.. اینو یادت بمونه که هر اتفاقی بیوفته من به تو فکر میکنم، همیشه و همه جا.. این صورت نقاشی همیشه جلوی چشمای من میمونه! اینو بدون که تو عشق اول و اخرمی!
لبخند کمرنگی زدمو گفتم:
خا حالا.. یه جوری حرف میزنی انگار قراره چی بشه!ببینم اتفاقی افتاده؟
شایان: نه.. به سلامت..
_به امید دیدار.
از ماشین پیاده شدم و وارد خانه شدم. بابا هنوز نیومده بود و مامانم هم شیفت بود، شانه ای بالا انداختم، ما خانواده چندان صمیمی باهم نبودیم..
به اتاقم رفتم و روی تخت نشستم، دوش گرفتم و یک لباس استین بلند شل یقه قایقی مشکی و یک شلوار دمپای مشکی پوشیدم، رو فرشی های مشکیم رو هم پوشیدم. فردا دانشگاه داشتم، موهامو خشک کردم و با وب صافش کردم. ناخنامو لاک مشکی زدم منتظر موندم تا خشک بشن.به سراغ کتاب هام رفتم تا کمی از عقب افتادگی درسام رو حل کنم. چند تا طرح هم باید میکشیدم. تا زمانی که پدرو مادرم بیان روی طرح ها کار کردم و بعدش خوابیدم.
.
.
با صدای ارایشگر به خودم اومدم، رفتم جلوی اینه ایستادم و با شگفتی مبهوت خودم در اینه شدم. سریع گفتم:
وای واقعا این خودمم؟
آرایشگر: بله عروس خانم، خودتونین.
به خودم دوباره نگاهی انداختم، موهای شینینون شده و تاج عروس بالای سرم فوق العاده بهم میومد. لباس عروس تمام مشکیم هم به تنم به زیبایی نشسته بود. با کمی تاخیر دختری تقریبا فریاد زد:
داماد اومد.
رفتیم بیرون که شایان رو با کت شلوار صورتی شبرنگی که رنگش واقعا چشمامو اذیت میکرد دیدم، واقعا جذاب شده بود. به سمتش رفتم و دسته گل رو که همش گلهای مشکی و سفید بود گرفتم و با کمک اون تو ماشین نشستم، ماشینش یک پیکان سفید بود. رو بهش با خوشحالی گفتم:
عزیرم مرسی که این ماشینو برای عروسیمون انتخاب کردی.
شایان: خواهش میکنم میدونستم تو عاشق پیکانی.
خندیدم که اون هم خندید و خواست چیزی بگه که با صدای یک نفر چشمام باز شد و سریع روی تخت نشستم. با گنگی به نگین نشسته روی تخت نگاه کردم، بعد از درک کردن موقعیت اخمی کردمو گفتم:
مسخره الان چه وقت بیدار کردن من بود؟
نگین نگاه پرتعجبی بهم انداخت و کمی بعد با لحن شیطونی گفت:
چیشده؟ داشتی خواب یارو میدیدی؟
ادایی براش دراوردم و گفتم:
همه که مثل شما بی جنبه نیستن، هی خواب کیا رو ببینن!
نگین: بی جنبه خودتی.
_ هر هر بانمک.. نمکــــــــدون.
نگین: بلند شو بریم الان فرهنگ گند میزنه بهمون.
romangram.com | @romangraam