#پانزده_سال_کابوس_پارت_176
وقتی دستامو گرفت به شدت تحریک شدم...داشتم آب میشدم تا حالا تواین شرایط قرار نگرفته بودم!
جیک منوتوآغوشش فشرد گرمای تنش باعث شد میل بیشتری واسه بیشتر موندن توآغوشش داشته باشم
جیک هیچی جز شلوار تنش نبود عضلات دستش که دورم پیچیده بود خیره کننده بود لرزشم کمتر شده بود.....جیک خودشو بیشتر بهم نزدیک کرد !
جیک:خوبی؟
شری:نه خوب نیستم هم احساس سرما میکنم هم احساس تنهایی بدجور عذابم میده
جیک دستشو دور شونه ام محکم تر کرد..منم بالذت بیشتری توآغوشش فرو رفتم
جیک:من همیشه پیشتم تو تنها نیستی ...گرمت میکنم تا نلرزی
شری:چقدر خوبه که اینقدر گرمی چقدر تنت داغه !
جیک****
حرارت بدنم همینطور بالا میرفت به آرومی به گونه شری بوسه زدم دیگه طاقت این همه نزدیکی رو بهش نداشتم ...نتونستم تحمل کنم به سرعت لبهام رولبهای یخ زده شری گذاشتم ...دستام رو تک تک سمت دکمه های لباسش رفت ........................!
شری****
احساس سرمای شدیدی کردم .....چشامو باز کردم نگام رو جیک افتاد و بع به خودم نگاه کردم که هیچی تنم نبود...دیشب چی شد؟!!!
romangram.com | @romangram_com