#تاوان_بی_گناهی_پارت_139




تازه تونستم نفس بکشم

تازه تونسم حس کنم اون اشکای داغی که خیلی وقته از چشمام نیومده پایین

مثله بچه ها که مامانشونو گم کردن

تو خیابون راه رفتم با استین پالتوم اشکای مزاحمو پاک کردم

و من چقدر اون لحظه خوش حال بودم بابت اینکه مردم این کشور انقدر فهمیده یا شاید خونسرد هستند که حتی نگاهمم نمیکنن

دسته کیفم محکم تو دستم فشار دادم

باورم نمیشد!!!!

انگار تازه به اعمق ماجرا پی برده بودم

من دیدمش بعد از چند ماه

من دیدمش

اون ضورت استوخونی رو با اون چونه مربعی شکل

اون چشمای قهوه ای رو

بی حس تر شده بود بدنم

سر دردم بد تر شد

خواستم دستم و برای تاکسی دراز کنم

که یه دفعه دستم از عقب کشیده شد

#part_339



چون تعادل نداشتم ویه جورایی بدنم لمس بود تو آغوشش فرورفتم

و باز هم اون عطر لعنتی و خونه خراب کن

نمیخواستم نفس بکشم

ولی بینیم بدون اجازه من یه نفس عمیق کشید

سرم گرفتم بالا

تو چشمای غمگینش زل زدم

لاغر به نظر می اومد

ولی مثله همیشه بود

-فرار میکنی از من...

-ولم کن میخوام برم

محکم به خودش فشارم داد

-کجا بدون من

-هرکجا بدون تو

میخنده و دنیای من با اون خنده زیر و رو میشه مثله گذشته ها

-ولم کن ارسان باید برم خونه پدرجون نگران میشه

یکم از خودش منو جدا میکنه

-وقتی تا الان نشسته بودی رو نیمکت و عین خیالتم نبود وس پدرجون نگرانت نمیشه باید باهات حرف بزنم

-من حرفی ندارم با تو بزنم

خشن میشه عصبی میشه دلخور میشه

-میدونم تو حرفی نداری ولی من با تو حرف دارم

-گفتم که من...

-هیسس،گفتم من کارت دارم پس صدات در نیاد راه بیوفت

#part_340

بدون توجه به من به زور منو میکشونه با خودش

چندتا خیایون بالا تره دم یه کافه می ایسته و منو با دستش به داخل میفرسته

هدایتم کرد سمت صندلی

نگاه پرحرصی بهش انداختم

صندلیو برام عقم کشید

بالبخندی که نشونه از حرص خوردم بود نشستم

لبخندی زد دستاشو توعو گره زد

-چیکارامیکنی؟اینجابدون ما خوش میگذره؟

نتونستم جلوی پوزخندمو بگیرم

-اره پسرعمو جان همه چی عالیه فقط جای شما کم بود

-دریا میشه اون قضیه رو فراموش کنی ؟هروقت منو میبینی دست از نیشو کنایهات نمیکشی

عه عه پسره ی پرو انگار مسئله ی خیلی کوچیکی بوده

فقط نگاش کردمو چیزی نگفتم که خندید

ای جان من فدای خندت بشم گل پسر چقد دلم برای خندهات تنگ بود

اخمی کردمو یدونه زدم توسرخودمو گفتم

دریا یادت نره اون باهات چیکارکرد

نگاهی بهش کردم دیذم باتعجب منو نگا میکنه


romangram.com | @romangram_com