#تاوان_بی_گناهی_پارت_138

به کسی که باهام باشه برای همیشه

اینکه اون تا ابد کنار من نیست

و باز هم دل من به درد اومده بود از این حرفا

چی کار میکردم خوب؟

وقتی دوسش ندارم...

وقتی حتی نمیتونم کنارم ببینمش

چرا اونو بدبخت کنم.؟!

چرا اونم وارده بازی کنم که انتها نداره....

نرفتن الانم به خونه دلیل قهرم نیست

دلیل ناراحتیم نیست

هیچ دلیلی نداره

علا اینکه من از روی پدرجون خجالت میکشم

اینکه به حرفش گوش ندادم و حرفشو زیر پام گذاشتم،ناراحتم میکردولی من هیچ چاره ای نداشتم

آهی کشیدم روی نمیکت پارت سر راهم میشینم

خیره میشم به ادمایی که هرکدوم برای رفتن عجله دارن

ذهنم خیلی درگیره

خیلی زیاد...

اصلا انقدر مشغله فکری دارم که نمیدونم به کدومشون فکر کنم

راتین؟

ارسان؟

بردیا؟

پدرجون ؟

خودم؟

کی؟!

واقعا الان باید به کی فکر کنم

ت

#part_337



تو همین افکار درهم و برهم غرق بودم که دست گرمی نشست تو رو دستم ،وبعد از اون صدایی که حتی اگه بمیرمم تو گور این صدارو تشخیص میدم

-برای چی تو این سرما نشستی اینجا ؟؟؟

و من هنگ کرده نمیدونم چی کارکنم؟

دارم خواب میبینم،اونکه اونکه....

قرار بود ازدواج کنه

خودم شنیدم با همین گوشایی که چند دقیقه پیش صداش و شنیدم

اون اینجا چی کار میکنه؟؟؟

چرا دستم و گرفته؟؟؟

با بهت و عصبانت،ناراحتی،غم

با همه حسهای بد برمیگردم طرفش

-تو اینجا چی کار میکنی؟؟؟

صدام عصبانیت دارع،گله داره،ناراحتی داره،دلخوری داره

ولی اون فقط با یه لبخنده محو یه نگاه به من میندازه یه نگاه به اطراف

-فکر میکردم اینجا کشور ازادی باشه؟؟

اول با گیجی نگاهش میکنم

نمیفهمم چی میگه ؟؟

ولی وقتی یکم فکر میکنم متوجه منظوره کلامش میشم

دستم و با ضرب از تو دستش میکشم بیرون

-اره اینجا مملکت ازادیه ، بفرمااز ارادیت لذت ببرکی جلوتو گرفته؟!

و راهم و کج میکنم به سمته خارج پارک

یه چیزی مثله یه دمبل چرکی تو گلومه

نه میتونم تفش کنم بیرون

نه میتونم قورتش بدم

از فشاری که به گلوم میاره

احساس درد میکنم

احساس خفگی

#part_338



دستی به گلوم کشیدم

نخیر اون چیزی که توش گیر کرده بود حالا حالا قصد خالی شدن نداشت

پا تند کردم سریع تر از پارک خارج بشم

وقتی پامو از فضای غم گرفته و دلگیره زمستونیش گذاشتم بیرون

romangram.com | @romangram_com