#تن_پوشی_از_اجبار_(جلد_اول)
#تن_پوشی_از_اجبار_(جلد_اول)_پارت_148

-اینا که مهم نیست مشتریا برای چیز دیگه ای اینجا میان

هیچ آثاری در صورتش نیست یا شاید پنهان میکند .

اما این احتمال هم وجود دارد که توانسته باشد دوباره آن قرارداد را از پدرم پس بگیرد برایم مهم نیست من برای پرسیدن دلیل اتفاقات اخیر به سراغش آمده ام .

-تا کی میخوای این مسخره بازیا رو ادامه بدی ؟

-منظورت چیه ؟

عصبی میخندم .

-منظورم قضیه دادگاهو و بعدم اون گل و شمعها و آخریشم کافی شاپه

-تو هنوز باور نکردی من هیچ کاره ام به کی قسم بخورم من هیچ دخالتی توی توهمات تو ندارم

-توهم قصدت اینه منو دیوونه جلوه بدی

-چرا باید اینکارو بکنم اصلا من خودم پیشنهاد طلاقو دادم ......شاید داری با این روش تازه ات منو مجبور میکنی دوباره باهات زندگی کنم

-چی ؟ من .......این تو بودی که روز دادگاه نیومدی

-چند بار بگم با اومدنم یک قراداد مهمو از دست میدادم

عصبی به سمت میزش میرود و دوباره برمیگردد .

-من کی گفتم بهتا بهتر از تو بود؟

-چی ؟

-ای خدا سروین تو همین الان این سوالو ازم پرسیدی

-کی پرسیدم چرا دروغ میگی

-ای وای تو حالت خوب نیست همین چند لحظه پیش پرسیدی

-از عمد اینکارو میکنی نه ؟

romangram.com | @romangraam