#سولمیت
#سولمیت_پارت_110

- ببخشید نباید این چند روز تنهات می ذاشتم!

جدای از ترسو بودن و روحیه ی سرد و خشک من، و از اون طرف سرزنده بودن و شخصیت دلگرم کننده ی حسام یک تضاد احساسی واضح دیگه بینمون پیدا شده بود. من تو تنهاییام هیچ کس رو قبول نمی کردم ولی حسام دوست داشت هرچی که تو دلش هست و مایه ی عذابشه رو به زبون بیاره! به خاطر همین با تصور به اینکه دلش نمی خواد کسی رو ببینه، این چند روز گذاشته بودم که تنها باشه.

حسام سرش رو انداخته بود زمین

- فکر می کردم تنهایی حالم رو بهتر می کنه ولی تو اشتباه بودم.. خیلی منتظر بودم که زنگ بزنی و بگی همو ببینیم ولی..

چشمامو ریز کردم و با لبخندی از روی حرص گفتم: من که بهت پیام دادم ..

آب دهنمو قورت دادم و ادامه ی حرفم رو جور دیگه ادامه دادم: راست میگی باید بیشتر اصرار میکردم که همو ببینیم...

جوابی نداد و همچنان که داشت عین بچه ها با انگشتاش بازی می کرد یه تای ابروم رو بالا انداختم: حالا چرا ناز میکنی؟لوس نشو که بهت نمیاد!

نگاهم کرد و خندید.

بستنی هایی که آورده بودم رو برداشتم و رو بهش کردم

- فکر کنم اب شدن..! هر دوتاش هم شکلاتین! بستنی مورد علاقه ی تو... امشب رو اونجوری که تو دوست داری به سر کنیم! هر چی تو دلت مونده رو بهم بگو.. من که خیلی وقته منتظر شنیدن داستان بچگیا و تنهاییات هستم.. یه امشب رو استثنائا بستنی یخی نمی خورم!

شروع کرد به تعریف کردن از تنهاییاش.. از مادر و پدرش..

- پنج سالم بود که صدای دعواهاشون رو از پشت در اتاقم می شنیدم. اولاش از دعواهاشون می ترسیدم، جیغ می زدم گریه می کردم.. مامانم می اومد و بغلم می کرد و باهام گریه می کرد.. رفته رفته دعواهاشون شدت گرفت. نمی فهمیدم برای چی دعوا می کردن تا اینکه یه روز پدرم دست یه خانومی رو گرفت و آورد خونه.. و گفت قراره تا چند وقت بعد باهاش بره خارج زندگی کنه. خانومه ایرانی نبود..

آهی از ته دلش بیرون کشید و پوزخندی زد

- مثل اینکه بابام عاشق چشم آبی و مو بلوندهای اون ور شده بود.. هیچ وقت دیگه خانومه رو ندیدم. تنها تصویری که از بعد اون زمان یادمه مادرم بود که هر روز غصه می خورد..

صداش لرزید و ادامه داد: ولی مامانم هم به فکر بچه ی پنج سالش نبود.. یه روز از سرکار برگشت. اومد پیشم و موهامو نوازش کرد.. با همون سنم می فهمیدم این رفتارش بوی خداحافظی میده. اونم رفت.. یه سر دیگه ی دنیا با یه مرد دیگه..

romangram.com | @romangraam