#شاه_کلید__پارت_75
من ـ آهنگه دیگه! رضا صادقی!
خانم جعفری سری تکون داد و به داخل دفتر اشاره کرد... با آرمینا رفتم تو و سیدی رو گذاشتم... اولش چندتا اهنگ از رضا صادقی بود... چهارتا اهنگ دیگه مال جعفر بود! زنگ تفریح ما هم نیم ساعت بود هم زنگ نماز، هم زنگ نهار!!! نسیم و پارمیس اومدن تو به بهونه عوض کردن اهنگا... من و آرمینا هم رفتیم مراقب باشیم... مهرناز هم اون پایین خیلی عادی نشسته بود و مراقب بود که اگه ناظمی خواست بیاد بالا سوال پیچش کنه...دلم میخواست تا آخرین لحظه اش رو گوش کنن!!! تا یاسمن بفهمه که من قدرتم بیشتر از ایناس... بچه هاهم میان طرف من... چون ادمای شجاع رو دوست دارن... البته بگم اگه دوستام نبودن شپش هم حساب نمیشدم!
دوباره فین فینم شروع شده بود و لرزم گرفته بود... تو همین لحظه یاسمن از کنارم رد شد و پوزخندی بهم زد.... منم با یه پوزخند جوابشو دادم که تو همین حین آهنگ جعفر پخش شد... هیچ کس تو راهرو نبود به خاطر همین کارمون راحت تر شد... با شروع آهنگ کل بچه های حیاط جیغ و دست و هوراشون شروع شد... البته فعلا با ریتمش!!! یاسمن با تعجب نگاهم کرد... با لبخندی فاتح گفتم:
ـ رد کن بیاد!!!
یاسمن با زرنگی جواب داد :
ـ هروقت اهنگ تموم شد!!!
بازوشو گرفتم و گفتم:
ـ پس وایسا و نظاره کن!
و حالا خنده بچه ها بود که حیاطو پر کرده بود!!!
اینجا گودبای پارتی جعفره، اینجا گودبای پارتی جعفره...
اینجا دختر پسر قاطیه
فقط تهصیب ، آفاق، آتیه
اینجا خلافای بچه ها سنگینه
چرا امشب جعفر غمیگنه؟
حالا امشب من شدم دیـــجِی
ولی جعفر چرا گیجه؟
حالاهمه میدن شماره
romangram.com | @romangram_com