#شاه_کلید__پارت_101


من ـ اگه میدونستم تو رو نمیفرستادم که اخه! نفله بگو کیه مردم از استرس!!!

کیمیا ـ معلممون خیلی خوشگله!!! ولی ببین دیروز رفته پیش راهنماییا... میگن چشماش تیزه مثل عقاب!!! خوشگل مثل ببر!!! گوشاشم مثل رادار عمل میکنه عین آهو تا یه صدایی بیاد برمیگرده!!!! اصلا یه وضیه رزیتا!!! هیکل بیست! اصلا معرکه است!

از تعریفای کیمیا پقی زدم زیر خنده و گفتم:

ـ وایی یهو بگو یه پا حیوونه واسه خودش! حالا این خانوم اسمش چیه؟!

حالا اینبار کیمیا خندید و گفت:

ـ کجای کاری تو!؟ از نظرت من از یه زن اینطوری تعریف میکنم؟!

با تعجب گفتم:

ـ پس چی؟! نکنه...

سریع رفتم سمت در تا خودم با چشمای خودم ببینم!!! سرمو از در بیرون اوردم... وا! هیچ کس که تو راهرو نیست!

برگشتم تو کلاس و گفتم:





ـ کیمیا کسی که تو راهرو نیست تو با این عجله اومدی! اوسکل کردی؟!

دوباره برگشتم که از در برم بیرون اما با شدت به یکی برخوردم!!! آخ دماغم آسفالت شد مامان!

همینطور که بینی خوشگل و آسفالت شدمو (!!!!) می مالیدم سرمو بالا گرفتم تا ببینم به کی خوردم! حالا این بچه ها چرا خفه خون گرفتن؟! تا سرم رو گرفتم بالا چشمام تو یه جفت چشم خــــــــــوشگل مشکی که آدم رو جذب میکرد، قفل شد!!! وای دَدَم!!! فاصله ام با این معلم جدید خیلی کم بود!!! اصلا حواسم نبود که چسبیدم بهش!!! وقتی پلک زد تازه به خودم اومدم و یه آخ گفتم و دوباره و دماغمو مالیدم که شک نکنه! ( چقدرم که ضایع نبودم!) بوی عطرش تمام بینی امو پر کرده بود!!! سلیقه اشم خوبه!!! حالا من باور کنم این معلم ریاضیه؟! معلم جدیدمون یه لبخند محو رو لباش بود! فکر کنم ازکارای من خیلی خنده اش گرفته بود! ولی من خیلی بد جلوش ضایع شدم! به بچه ها که نگاه کردم دیدم همه تو هنگن! یعنی هیچ کس انتظار نداشت یه معلم مرد، اونم به این جوونی ، اونم تو این مدرسه بیاد! من موندم اینا این تیکه لامصبو از کجا پیدا کردن اخه؟! بی انصاف خیلی خوشگل بود!!! به همین چیزا فکر میکردم که وجدانم یکی زد تو گوشم و گفت (رزیتا حواستو جمع کن! مسخره بازی دیگه بسه! برو بتمرگ سرجات تا یه سوتی دیگه هم ندادی!)

وقتی نشستم آرمینا و سارا و با خنده زل زده بودن بهم! پارمیس از اون پشت گفت:

ـ وای چه جیگره!


romangram.com | @romangram_com