#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_218

- وا .. بهار جان این چه حرفیه ی . روژان عروس اول منه ولی شما اگه می خواید با هم ازدواج کنید از نظر خانواده و روژان مشکلی نیست

این پا و اون پا میکرد

- راستش کیاوش یه چیزای دیگه می گفت

- چه چیزایی

- می گفت که قراره از هم جدا بشن

مامان خنده ی کوتاهی میکنه

- مگه کیاوش همچین چیزی گفته به شما عزیزم ..

بهار سرشو تکون میده

- از دست این مردا ، دوست دارم هر جور که شده ، هر چی رو میخوام واسه خودشون نگه دارن و حتما میخواسته با این حرف تو رو پیش خودش نگه داره

- دروغ گفته ؟

- عزیزم ناراحت نباش ، کیاوش حتما یه سری دلایل واسه خودش داره که حتما واسه خودش قانع کننده است . ولی بهار جان تو دختر کاملی هستی اینو من دارم بهت میگم ، مادر کیاوش . روژان و کیاوش هیچ وقت نمی تونن از هم طلاق بگیرن یا از هم جدا زندگی کنن

بهار کیش و مات شده بود . اگه کیاوش و می خواست باید حضور منو تو زندگیش تحمل میکرد و مامان می دونست هیچ زنی اینو نمی تونه تحمل کنه .

- کیاوش اینا رو به نگفته بود

- من متاسفم به خاطر پنهون کاری کیاوش ولی من وظیفه خودمو انجام داردم و بهت پیشنهاد دادم و منتظر جوابت می مونم عزیزم . تصمیم با شماست .

- من باید فکر کنم گیتی جون


romangram.com | @romangram_com