#رقاص_های_شیطون_پارت_99

لبخند زد و گفت:هيچي فقط رفتاراتو درك نميكنم گاهي خوبي گاهي آروم گاهي طوفاني گاهي....

ادامه نداد و سرشو انداخت پايين

دوباره سرمو كج كردم و گفتم:گاهي چي؟؟؟؟؟؟

سرشو گرفت بالا و گفت:گاهي ميشي همون سيماي قبلنا هموني كه ديوونه وار عاشقش بودم و هستم ...... سيما خيلي تغيير كردي ...من قسم خوردم به همه مقدسات عالم قسم خوردم كه خيانت نكردم و اشتباه متوجه شدي اما تو باورم نميكني .....

زل زد تو چشمامو گفت:فقط يه بار يه بار باورم كن

سرمو انداختم پايين و دستامو بهم گره زدم ..... از جاش بلند شد و گفت:يك بار باوركن

از كنارم رد شد و رفت تو حموم.............

سرمو گرفتم بالا و آهي كشيدم و گفتم:باورت دارم اما هنوز زوده.....

دستامو گذاشتم كنارم روي مبلو بلند شدم

بي حوصله رفتم تو حياط و مثل هميشه كه با رقصيدن آروم ميشدم ... آهنگي گذاشتم و شروع كردم به رقصيدن

موهام باز بود و لخت .... پاي چپمو بلند كردم و بردم بالاي سرم

چرخوندمش و زانومو خم كردم .... خودمم خم شدم ... نوك پاي چپمو گذاشتم روي زمين

كمرم صاف كردم ....همزمان دستامم بردم پشتم .... سرمو گرفتم بالا

موزيك قطع شد....نفس عميقي كشيدم .....روكش سيستم پخش رو از روي صندلي برداشتم و كشيدم روش

رفتم تو خونه بچه ها همه آماده نشسته بودن رو مبلا و باهم بحث ميكردن

لبخندي بهشون زدم و رفتم تو اتاق و لباسامو عوض كردم ..... موهامو مثل هميشه از بالا بستم

يكم عطر به خودم زدم و گوشيمو برداشتم ..... فلشمم از توي كشو برداشتم و گذاشتمش تو كيف دستيم

romangram.com | @romangram_com