#قهوه_تلخ_پارت_165
مکثی کرد وگفت:می خواستم اگه بشه باهات حرف بزنم البته اگه دوست داری؟
_چه حرفی؟
_پشت گوشی که نمی شه گفت،باید ببینمت رو در رو حرف بزنیم .
با صدای گرفته گفتم:باشه بیا پارک من اینجام.
_پارک نه اگه موافق باشی رستوران بریم،برات آدرسش رو می فرستم.
_باشه.
_پس تا بعد بای.
گوشی را قطع کرد .امیرسام رو به من کرد وگفت:خوش بگذره بهتون شیرین .
_تو مگه نمیای.
لبخندی زد وگفت:تو دعوت شدی نه .
_خب توهم از طرف من دعوتی.
چشمکی زد وگفت:نه شما تنها باشید بهتره اینجوری می تونید حرف هاتون رو راحت بگید.
با تعجب گفتم:چه حرفی؟!
_این رو دیگه از من نپرس.
پیامی که فرهاد فرستاد را خواندم .امیرسام نگاهم کرد وگفت:چی گفته؟
romangram.com | @romangram_com