#قهوه_تلخ_پارت_152
سمفونیِ هر شعر، دگر کار دلم بود
خال و خط و ابرو و لبش رنگ خدا داشت
من بنده ی او بودم و دادار دلم بود
رفته است از این کوچه ی بن بست همانکه
همسایه ی دیوار به دیوار دلم بود...
روزی که این شعر رو خوندم
درست مثل امروز همچین احساسی داشتم،فکر می کردم عاشق کسی شدم که درون نوشته ها خوابیده است،کسی که از جنس خودمه ،درکم می کنه نه اینکه ترکم کنه.الان که خوب نگاه می کنم من همون روز اول عاشقت شدم عاشق تویی که قلبت به وسعت دریاست ومن کشتی طوفان زده ای قلبت هستم.
به طرفش رفتم،نمی خواستم ناراحتیش رو ببینم:فرهاد من هیچ وقت ترکت نمی کنم تازه پیدات کردم ،می خوام که مال خودم باشی فقط خود خودم .
لبخندی زد:هستم قول میدم.
romangram.com | @romangram_com