#فرشته_نجات_پارت_231
ارشیا هم بؽض کرده بود و در همان حال داد زد : من ولت نمی کنم ... به هر قیمتی شده به دستت میارم
... !
* * * * *
دسته ای پول روی میز گذاشت و گفت : اینا باشه پیش ... بقیش وقتی کار انجام شد
پسر پول ها را برداشت و گفت : چقدره ؟
- یه تومن
پسر : همین ؟ نه آبجی اینا واسه ما نمی صرفه
- این پول پیشه وقتی کار تموم شد یه دو تای دیگه هم میدم
پسر ابرو بالا انداخت : نچ ...
دسته ای دیگر در آورد و روی آن ها گذاشت : اینم یه تومن دیگه حالا چی ؟
پسر : باز حالا میشه یه کارایی کرد ... می خوای چه کارش کنم دست و پاشو بشکونم یا تا آخر عمر
زِمین گیرش کنم
- یه راست بره سینه قبرستون
پسر : نه بابا بیچاره چیکارت کرده مگه ؟
- این فضولیا به تو نیومده تو پواتو بگیر و کارتو بکن
پسر : باشه اما قیمت میره بالا
- چه خبره مگه میخوای چه کار کنی ؟
پسر : میدونی این کار چقدر خطر داره ؟ نه نمیشه
- چهار بدم خوبه ؟
پسر : جلو فعلا همین دوتا بسه اما بعد از کار چهار تای دیگه می گیرم
- چه خبره ؟
پسر : قیمتش همینه آبجی
- حالا یه خورده با ما راه بیا
پسر مکثی کرد و گفت : یه تومنش رو کم می کنم به یه شرط
- چی ؟
خنده ی کریهی کرد و سرش را جلو برد : یه شبو با من بگذرون
- نه بابا خیلی خوش اشتهایی ... ولی خب باشه قبول ... فرداشب خوبه ؟
پسر : چرا امشب نه ؟
- باش .
* * * * *
کار هر روزش شده بود رفتن به شرکت ایلسا و در خانه اش و حرؾ زدن با او ... دیگر همه ی فامیل
آن دو از جریان با خبر بودند ... فرهاد چند بار به طور جدی با ارشیا دعوا کرده بود و یک بار هم
نزدیک بود کار به کتک کاری بکشد اما با واسطه ی ایلسا و مادرش به خیر گذشت ....
آن روز هم طبق معمول مقابل درب شرکت نشسته بود و منتظر آمد ایلسا بود ... ایلسا با اینکه با تمام
وجود خواستار او بود اما عقلش اجازه ی هیچ کاری به او نمی داد ... ماشین را پارک کرد و پیاده شد که
ارشیا سد راهش شد نگاهی به او انداخت ، چقدر با آن ارشیا مؽرور سابق فرق داشت ...
ارشیا : سلام
ایلسا : گیرم علیک ... تو که باز این جا پیدات شد ؟!
ارشیا : من تا جواب مثبت از تو نگیرم نمی رم
ایلسا : منم گفتم نمی دم
ارشیا : اما ایلسا تو دوسم داری منم دوست دارم چرا بله نمی گی و جفتمون رو راحت نمی کنی ؟!
ایلسا : کی گفته من دوست دارم ؟
ارشیا : خودت بارها و بارها بهم گفتی دوسم داری
ایلسا : آره داشتم اما دیگه ندارم یعنی وقتی تو مثه یه آشؽال از زندگیت بیرونم کردی تموم عشقتو از دلم
romangram.com | @romangram_com