#عشق_در_ابهام
#عشق_در_ابهام_پارت_297
_سیاوش: آقا پاشید بریم دیر برسیم اشکان کله هممونو قلفتی میکنه....پاشید...
دستمو به سمت بارانا گرفتم و گفتم: بیا بریم حاضر بشیم میخواییم بریم پیش عمو
اشکان...
_بارانا: آخ جون اوجولات....
هیوا خنده ی کوتاهی کرد و گفت:ینی اشکانو فقط به خاطر شکلات دوست
داره....
همونجوری که روی صندلی های وی آی پی سالن نشسته بودیم برگشتم و به
پشت سرم نگاه کردم.....اوووف چه جمعیتی...ایول داری اشی خله....نگاهم به سمت
استیج چرخید....این سالن و این استیج و قرار گرفتن تو این جایگاه رویای اشکان بود و
چقدر خوب بود که میدیدیم به رویاش رسیده و به نظرم واقعا لایق این جایگاه و این
محبوبیت بود....
تقریبا چندتا آهنگی برامون اجرا کرده بود که همه اش فوق العاده بود....و این
آهنگ...گفته بود آهنگیه که خیلی بهش انگیزه میده و براساس قولی که تو یکی از
مصاحبه هاش داده بوود که بهترین آهنگش از نظر خودش رو تو کنسرتش معرفی کنه
میخواست بخوندش....هممون اشتیاق داشتیم برای شنیدنش....بارانا و دانیال که تو تمام
مدت داشتن بالا و پایین میپریدن و به خیال اینکه اشکان میبیندشون براش دست تکون
میدادن....
اشکان با تشویق حضار از بین نورپردازی ها بیرون اومد و وسط استیج ایستاد....ی
نگاه گذرا به سمتمون انداخت و لبخند روی لبش عمیق تر شد....چقدر برق چشماش
قشنگ بود...حتی از این فاصله هم میتونستم حس کنم چقدر هیجان داره....
قبل از اینکه شروع کنه بلندگو رو دست گرفت و گفت: خب...ممنون که تا اینجا
همراهم بودید و خوشحالم که دارمتون....این آهنگ واقعا برای خودم با ارزشه و تو خیلی
از لحظاتی که ناامید بودم روحیه ام و بهم برگردونه و یکی از محرک هام بوده....شعر
اینکار مال همسر عزیزمه....
بعدم به مهسا که درست کنار من نشسته بود اشاره کرد....مهسا از جاش بلند شد و
همه ی حضار براش دست زدن و بعد از یک تعظیم کوتاه دوباره سرجاش نشست و چشم
دوخت به اشکان....
انگار اون بیشتر از خود اشکان استرس داشت....
ملودی آهنگ آروم آروم شروع شد و اشکان بین تشویق و جیغای بی حد و حصر
تماشاچیا شروع کرد وخیلیا که انگار از ملودی آهنگ تشخیص داده بودن کدوم آهنگه
همزمان با اشکان شروع کردن به خوندن.....
romangram.com | @romangraam