#عشق_در_ابهام
#عشق_در_ابهام_پارت_237
بابا به دفاع از من صداشو بالا برد و رو به مامان گفت: ینی چی شیوا نمیخوای
تمومش کنی؟! والا به خدا خجالت داره زشته جلو مردم....سه سال گذشته بچه اتم
زندگیش خوبه...واسه شادی باربدم که شده دیگه تمومش کن....
_مامان:تو یکی هیچی نگو که خیلی حرصم میگیره...اگه باربد از زنش دفاع کنه
دلمو خوش میکنم که به خیال خودش عاشق شده....ولی تو چی....واسه چی هر دفعه
طرف اون دختره رو میگیری.....
از کوره در رفتم و کلافه گفتم: طورو ارواح خاک محسن تمومش کنید....
هردوشون ساکت شدن....از جام بلند شدم و رو به روی مامانم ایستادم و گفتم:
هستی بهم گفت مطمئنم مامانت نمیاد و منو فرستاد اینجا شمارو رازی کنم...
_مامان:همون دیگه...دختره پرت کرده فرستادتت اینجا که تو روی من
وایسی....قول میدم اگه بابات نباشه شرم و حیارومیزاری کنار و منو با کتک میبری....
_باربد: مامان طوروخدا اینقدر با حرفات آتیش نزن آدمو.... خسته نشدی از این
طرز فکر....مادر من...شما عزیزی به گردن من حق داری من هرگز به خودم اجازه نمیدم
به شما بی احترامی کنم....اما مامانجون قربونت برم صبر منم ی حدی داره....نمیتونم
وایسم نگا کنم شما تو روی من وایسی و به خانواده ام توهین کنی....
_مامان: از کی تاحالا اون چشم سفید شده خانواده ات؟!
_باربد: از همون سه سال پیش....از همون وقتی که عاشقش شدم و انتخابش
کردم و به شما گفتم اما شما پشتمو خالی کردی....از وقتی که حلقه ی من رفت تو
انگشتش و شما شدی دشمن پسرت و زنش....
_مامان: چرا ی بار نپرسیدی مامان من که اینقدر منو دوست داشت چرا داره
اینکارارو میکنه؟!
_باربد: چون دلیلش واضح بود....شما میخواستید مث همیشه تصمیمتونو به
اطرافیانتون تحمیل کنید.....اما تو این ی مورد نمیتونستم قبول کنم....مامان من عاشق
زنمم....اگه هستی انتخاب اشتباهی بود این سه سالی که کنارش بودم بهترین روزای
عمرم محسوب نمیشد....
مامان سکوت کرد و روی مبل تک نفره نشست....
نگاهمو ازش گرفتم و به بابا نگاه کردم و گفتم: این دلیل نمیشه چون زن من
باردار نمیشه ما بچه نداشته باشیم....درسته خون مهمه...اما محبت و عشق مهمتره...اون
بچه از ده روزگی پیش ماست و ما هرجور بخواییم بارش میاریم.....اگه تربیتمون غلط
باشه میشه انگل جامعه و دزد و هزارتا کوفت و زهر مار دیگه اگه هم درست باشه که
باعث افتخارمون میشه.....اسم اون بچه تو شناسنامه ی منه....دخترمه....اگه هستی هم
romangram.com | @romangraam