#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_78
-ما حق نداریم وارد اتاق ارباب شیم ، وگرنه خودم چمدون رو می بردم؛ شما تو زحمت نیفتین!
با شرمندگی گفت:
-ببخشید خانوم شرمندتون شدم.
لبخندی زدم و گفتم:
-دشمنت شرمنده نازگل،اشکالی نداره!
سمت چمدون خم شدم که با یادآوری حرف نازگل سریع برگشتم و گفتم:
-نازگل ! چرا نمی شه شما وارد اتاق شید؟
با دستپاچگی گفت:
-خب راستش ارباب عصبی می شنو اتاق ایشون یه مکان کاملا شخصیه.دوست ندارن کسی سرک بکشه.
با تعجب پرسیدم:
-پس من چی؟
خنده ریزی کرد و لبش رو به دندون گرفت گفت:
romangram.com | @romangram_com