#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_288


پوزخندی زدم و گفتم:

-کلاغا فعال شدن خبر سازی می کنن.همچین چیزی نیست.

-اا؟پس طناز چیکارته؟

پشتمو بهش کردم.یعنی در این حد می دونه؟کی بهش گفته؟من چرا باید ازش بترسم؟یعنی این مسئله انقدر براش مهمه؟با آرامش گفتم:

-خب حقیقته، که چی؟

سمتش برگشتم و گفتم:

-واسه تو فرقی میکنه؟

نگاهشو ازم گرفت و گفت:

-نه باید فرق کنه؟

پوزخندی زدم و گفتم:

-ولی باید فرق کنه.آخه میدونی چیه؟تو زن اربابی!ارباب هم که نمیتونه زنشو طلاق بده.

همونطور که پشتت به من بود گفت:

romangram.com | @romangram_com