#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_265


-کَرَم هست به سلامتی؟

-بیخیال چه عجب بلاخره ما شما رو دیدیم، صبر میک ردی یه سال دیگه میومدی.

و دیگه چیزی نشنیدم.دل سرد شده بودم.از کاری که داشتم انجام می دادم دلسرد شدم.با ورود به راهروپویا رو دیدم که جلو در قدم میزنه.با تعجب به سمتش رفتم:

-پویا؟

جوابمو نداد و روشو کرد اونور.لبخندی رو لبم نشست رفتم سمتش:

-قهر کردی آقا؟

-...

-دلت میاد با من قهر باشی؟ببین دستم اوف شده.

با اخم سمتم برگشت و گفت:

-با من مث بچه ها حرف نزن خوشم نمیاد.

ابرویی بالا انداختم و گفتم:

-چشم قربان!حالا قهر نباش دیگه.

romangram.com | @romangram_com