#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_263
-کجایی؟
آروم گفتم:
-هیچ جا!
پوزخندی زد و گفت:
-نکنه از اینکه عشقت رفته ناراحتی؟
رو اعصابم بود این بشر.حوصلشو نداشتم.با عصبانیت گفتم:
-آره از کجا فهمیدی؟خیلی باهوشیا!
اخماش تو هم رفت.به راحتی تکیه داد و گفت:
-گمونم ارباب جدید اونه.
-چیه تو هی ارباب جدید می کنی؟
برگشت سمتم و گفت:
-دیشب مگه نشنیده هی ارباب ارباب می کردن؟دنبالمون بودن.جز حسام کی می تونه باشه؟
romangram.com | @romangram_com