#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_185
خندید و گفت:
-چون یه جوری رفتار می کنه که هیچکی نمی تونه باهاش بد باشه.
پس چرا ما باهاش بدیم ؟چرا ما نمی تونیم قبولش کنیم؟
-پس ما چی؟
-شما کینه بهتون اجازه نمی ده مهر و محبتشو ببینین.ازت خواهش کردم یه مدت کینه رو کنار بذاری اما تو حتی حالا که مریضه مراعات نمی کنی.
پوزخند زدم.من کینه رو کنار گذاشتمو عارف خبر نداشت.
-قرار بود کینه رو کنار بذارم، قرار نبود رفتارم تغییر کنه.
با تعجب نگام کرد و پرسید:
-بیخیال شدی؟
بی هیچ حسی گفتم:
-فقط یه مدت کوتاه.
-فقط یه مدت کوتاه.
romangram.com | @romangram_com