#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_183
کلافه پرسیدم:
-چرا نمی ری تو اتاقت بخوابی؟
نگاهی به نیاز انداخت و گفت:
-تنهاش نمی ذارم!
شوکه شدم نگاهی به عارف کردم اونم تعجب کرد.
-پس ما چی هستیم اینجا؟
اخم کرد و گفت:
-شما اذیتش می کنین.اگه من برم بعد برگردم مامانیم نباشه چی؟
اخم کردم واقعا فکر کرده من تو این حال بلایی سرش میارم؟عارف با پوزخند تو گوشم گفت:
-بچه هم فهمیده چه اعجوبه ای هستی!
اخمام بیشتر تو هم رفت.با صدای دورگه ای گفتم:
-چرا نباید باشه؟پاشو برو تو اتاقت.
romangram.com | @romangram_com