#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_134


-ااا...!

که با چشمای به خون نشستش نگام کرد.

-کی بود؟

چهره آدما موقع عصبانیت چقدر متفاوته گاهی خنده دار می شه گاهی ترسناک!الان ترسناک شده..ولی من کسی نیستم که نشون بدم.

-هیچکی!

و پشت دستش که لبمو با شدت لمس کرد..

متعجب شدم.لبم گز گز می کرد.خدارو شکر اسما رو تو گوشی سیو نکرده بودموگرنه...صداش رشته افکارمو پاره کرد:

-کی بود؟

بی اینکه بدونم حرفم چه عواقبی داره گفتم:

-عارف!

مشتی به فرمون کوبید و گفت:

-می کشمش!

romangram.com | @romangram_com