#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_133
لبخندشو از پشت گوشی هم حس میک ردم انگار خاطره ای یادش اومده باشه.با خنده ای که تو صداش بود گفت:
-تو منو آدم کردی!
نفس عمیقی کشید و گفت:
-نیاز باهاشون خوب تاکن . مثل من نباش.حتی اگه هیچوقت باهام حرف نزنی همیشه قدردانتم بابا!
بی حواس گفتم:
-چشم!
ماشین خیلی سریع کنار جاده ترمز زد.آب دهنمو قورت دادم .گوشی و گوشم باهم کشیده شد.صدای دادش تو کل ماشین پیچید:
-کی هستی؟
-...
-لالمونی گرفتی؟
-...
با عصبانیت گوشی رو از ماشین پرت کرد بیرون.با تعجب گفتم:
romangram.com | @romangram_com