#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_84
بچه ها کجا بریم
فاطمه :بریم قلیون بکشیم
آره خوب گفتی هوس کردم مریم توپایه ای
مریم:آره بزن بریم
رسیدیم ماشینو پارک کردم رفتیم تو دوتا قلیون سفارش دادیم سیب یخ و بلوبری
نشستیم تا بیارن قلیونو
اون اقاهه که مثل بز هممونو ازاول داشت نگاه میکرد اومد سمتمون قلیونو گذاشت یه دور دیگ نگاه کرد ورفت
مریم اینجورموقع ها قاطیه
مریم:پسره بیشعورهمش مارونگاه میکنه
ولش کن بچه ها میخام یه چی بهتون بگم
فاطی و مری :بگو
همینجورقلیون میکشیدم دود میدادم بیرون جریان اومدن و حرفای آرتا رو گفتم دقیقا جوابی که میدونستم میدن رودادن
فاطمه:نه خطرناکه ول کن تروخدا تینا
مریم:بیخود کرد این پسره
منم گفتم قبول نمیکنیم
فاطمه:خوب کردی
دیگه حرفی ازآرتا نشد یکم دیگه نشستیم بعدپاشدیم حساب کردیم
درماشینو بازکردم نشستیم گازدادم به سمت خونه
توفکر بودم یکم تردیدداشتم دلم هیجان میخاست اما ازاونور کارخطرناکی بود
با حرفی که فاطی زد ازفکرامدم بیرون
فاطمه:چیه توفکری چیشده
بچه ها توفکرآرتام کارش خیلی هیجان داره میدونین که دوست دارم اما خب خطر هم داره خیلی دوست دارم یبار انجامش بدم
فاطمه:تی تی منم مثل توام خیلی دوس دارم اما به این فکر کن که امدیم اینجا درس بخونیم نه این که کارپلیسی بکنیم
بعدش خانواده هامون چی میدونی بفهمن عصبی میشن
خیلی هم خطرداره
مریم:من شمارونمیدونم اما من نیستما گفته باشم ازالان
توکه ترسویی اما وقتی ماقبول کنیم توام میکنی اوکی
دیگه حرفی راجبش نزدیم
رسیدیم خونه رفتم تواتاقم لباسامو با تاپ و شلوارک عوض کردم درازکشیدم رومبل
چشامو بستم به خواب رفتم
با صدای زنگ درپاشدم دیدم آرتا با یه مردس دروبازکردم لباسامو عوض کردم مانتو پوشیدم یه شال هم سرم کردم بچه ها هم صداکردم
رفتم پایین آرتارو ادم حساب نکردم رو به مرده گفتم :سلام بفرمایید خوش آمدین
اون اقا که اینجور متوجه شدم سرهنگ بود
_سلام دخترم ممنون ببخشید مزاحم شدیم
مراحمین بفرمایید
romangram.com | @romangraam