#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_83


هیچ حرفی ردوبدل نشد بینمون توسکوت چاییمونو خوردیم

آرتا ازجاش بلندشد

آرتا:ممنون ازچایی خدانگهدار

معلوم بود ناراحت شده اما خب راست میگم مارو چه به اینکار فقط دردسره

رفته بودم تو فکر

ازفکر اومدم بیرون رفتم بالا پیش بچه ها یعنی واقعا اینا هنوزخابن

دروبازکردم رفتم تو وای خدا نگاشون کن هنوزکپیدن رفتم بالاسرشون تندتند تکونشون دادم

پاشین ببینم به خرس گفتین برو جات ماهستیم چخبره این همه خاب

مری و فاطی تازه چشاشو نوبازکردن

مریم:وای زلزله امده

فاطمه که هنوز روشن نشده چون هنگه

منم بلندشدم امدم پایین چون اینجوروقت ها اگه صداشون کنی دیگه نمیتونن بخابن

نشستم رو مبل سرمو برگردوندم دیدم دارن میان پایین

کنارم نشستن با اخم نگام کردن تازه فکرکنم متوجه شدن

دوتاخنگ گیرمن افتادن همچیو دیرمیگیرن

بحا اینکه اینجورمنوچپ نگاه کنین پاشین بریم جایی خسته شدم توخونه

فاطمه:کجابریم ماهم حوصلمون سررفته

چمیدونم به خودتون زحمت بدین بلندشین حاظرشین یجا تصمییم میگیریم

هممون رفتیم اتاق تا حاظرشیم

نشستم روتخت هنوزتو فکرحرفای آرتا بودم

من هیجان دوست دارم اما خب کارخطرناکیه بعدشم میدونم مریم قبول نمیکنه شاید فاطمه پایه باشه اما اخلاقامون شبیه همه پس اگه بهشون بگم الان میتونم جوابشون و حدس بزنم

اصن حواسم نبود که سه ساعت نشستم اینجا صدای بچه ها رو شنیدم که صدام میکردن اوه اوه

سریع پاشدم یه مانتو لی داشتم کوتاه جیگر بود خیلی دوسش داشتم پوشیدمش

تندتند یه آرایش ساده کردم رفتم پایین

بازاین دوتا هیولا دارن منو بااخم نگام میکنن

چیه

مریم:مارو معطل کردی رفتی اون بالا مثلا حاظرشین

بچه ها یه چیزی شده بریم بیرون بعد براتون تعریف میکنم

الانم توفکربودم که دیرشد

نشستم تو ماشین بچه ها هم نشستن استارتو زدم پامو گذاشتم روگاز داشتم میرفتم دیدم آرتا جلو ویلا وایساده اصن توجه نکردم باسرعت ازکنارش ردشدم

صداآهنگو بلندکردم (پایتم من)

کنارمنی کنارتوام من تورومیخام من واسه خودم یه جوری پیگیرتوشدم همه فهمیدن

توکه پیشمی همچی رواله چقد حس بینمون باحاله نه دیگه توروبه یه دنیا نمیدم میخای دوتایی بشینیم پایتم من

هرجا بری پایتم من شمال بچینی پایتم من تولب ترکن

انقد صدای آهنگ و بلندکرده بودم بلند حرف میزدم تا بفهمن چی میگم خب بگو دخترخوشگل صداآهنگ و کم کن گلوتو جردادی اخه(خودشیفته هم خودتونین)

romangram.com | @romangraam