#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_77


دیدم مریم دوتا مانتو دستشه داره مثل بز نگاشون میکنه

وامریم سه ساعت به چی زل زدی

مریم:خوبشد اومدی بین این دوتا موندم کدومو انتخاب کنم

یکی ازمانتوعه آبی بود جلوباز آستینش پایینش چین خورده بود

اون یکی یه مانتو کوتاه سفید بود که روش یه حریر مشکی میومد

مریم خل جان تو این سفید رو داری یکم مدلش فرق داره پس اون آبی قشنگ تره اینو بردار

مریم:راست میگیا چرا به فکرخودم نرسید

مگه توفکر هم میکنی

رفتم سمت فاطی ببینم اون توچی گیرکرده

فاطمه:تینا ببین این خوشگله بنظرت یا نه

خوبشد اومدم اگه نیومده بودم توهمین جور تو هنگ میموندی

نگاه به دستش کردم رویقش کروات بسته شده بود رو آستیناش هم پاپیون

قشنگ بود

قشنگه فاطی

فاطمه:راست میگی

آره عزیزم،فاطی همونو رنگ مشکیشو برداشت کرواتو پاپیونش قرمزبود

رفتیم حساب کردیم اومدیم بیردن دیدیم بیچاره آرتا وایساده جلودر توگرما

بچه ها دیگه چیزی نمیخاین

فاطی و مریم گفتن: نه

رفتیم سوارماشین شدیم رسیدیم به ویلا پیاده شدیم

گفتم :آرتا دستت دردنکنه خیلی خسته شدی

فاطی و مری هم تشکر کردن رفتیم خونه

لباسمو داشتم عوض میکردم دیدم گوشیم زنگ خورد مامان بود

الو مامان سلام چه عجب یادماکردی نمیگی یه دختری داری توشهر غریب اصن زنگ نمیزنی نمیگی مرده ای زنده ای

داشتم یه بند حرف میزدم با صدا جیغ مامان ساکت شدم

مامان:دخترامون بده یه ریز داری حرف میزنی تازه من باید زنگ بزنم یا تو مثلا بچه بزرگ کردم خجالتم نمیکشه

مامااااااااان

مامان:یامان

مامان هم تق قطع کرد خخ

بچه ها من گشنم نیس میرم بخابم

فاطی و مریم هم گفتن ماهم گشنمون نیس

رفتم توتختم درازکشیدم دوسوت نشد خابم برد

توخاب نازم بودم که یه صداترسناکی اومد ازخاب پریدم فکر کردم دارم خاب میبنم میخاستم به ادامه خابم برسم که بازهم همون صدا وحشتناکه اومد

آب دهنمو قورت دادم داشتم سکته میکردم. آروم دروبازکردم داشتم میرفتم پایین ببینم چخبره که صدای جیغ ازبغل گوشم اومد

دیدم این دوتا ایکبیرین

romangram.com | @romangraam