#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_76


غذامونو آوردن بازباید کلاس بزارم آروم بخورم ایی چقد بده یه جور غذارو نگامیکردم که انگارزهرماره

آرتا:مگه جوجه دوس نداری تینا خودت سفارش دادی که

مریم:خخ دوست داره مشکل از یه جادیگس

آرتا:ازکجا

فاطمه:این که تینا نمیتونه آروم غذا بخوره والان مجبوره متوجه شدین خخ

آرتا خندید گفت:آها تینا راحت باش هرجور دوس داری بخور

وای راست میگی

آرتا:آره

اخ تا گفت آره چنان حمله کردم که همه زدن زیرخنده

من فقط منتظر یه آره بودم خخ

همه داشتن میخندیدن

آرتا با خنده گفت:یکم آروم بخور الان میپره تو گلوت دختر

با خنده و شوخی خوردیم آرتا رفت حساب کرد

چقد اینجور خوبه ادم بخوره یکی دیگه حساب کنه مهمون باشه

سوارماشین شدیم

آرتی جون مارو ببر بازارآفرین دمت گرم

آرتا:چشم میبرمتون یه جا خوب

توماشین بازم دیوونه بازی درمیاوردیم

پیاده شدیم آرتا رو ادم حساب نکردیم جلو جلو میرفتیم

اخه ماسه تا عاشق خریدیم(البته کدوم دختری نیس)

رفتیم تو مانتوفروشی

چشمم به یه مانتو خورد قشنگ بود

بعد برای دانشگاه میخاستم دیگه ساده باشه بهتره

یه مانتو مشکی کنار ش پاپیون خورده بود ساده وشیک بود رو به خانومه کردم و گفتم:خانوم این مانتو سایز44 دارین

خانوم:بله عزیزم بفرمایید

همینجورداشتم مانتوهارونگاه میکردم یه مانتو البته خیلی کوتاه بود رنگ جیگریش خوشگل بود مخصوصا کمربندش زیباش کرده بود

اونم گفتم سایزموبده

من اینجورچندتا باید انتخاب کنم بپوشم ببینم کدوم خوبه

بازم چشم گردوندم چیزی خوشم نیومد

رفتم سمت پرو

اول مانتو مشکی پوشیدم روتنم خیلی خوب نشسته بود سریع درش اوردم جیگری رو پوشیدم خودمو توآیینه نگاه کردم وای خدای من اینم خیلی قشنگ بود

مونده بودم کدومو بردارم بعد یه فکر خیلی طولانی تصمیم گرفتم هردوشو بردارم خب سریع برم بیرون تا صاحبش نیومده پرتم نکرد بیرون

مانتوهارودادم به زنه

خانوم این دوتا میخام

بعد رفتم سمت اون دوتا دیوونه بیینم دارن چه میکنن سه ساعت

romangram.com | @romangraam