#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_199
ممنون هوس کرده بودم
مامان:خواهش میکنم قربون دختر نازم
لبخند تلخی زدم
ازآشپزخونه امدم بیرون
خودمو انداختم رومبل
روکردم به بابا گفتم:عشق خودم چطوره
بابا:خوبم لوس بابا
تینا:همیشه خوب باشی عشقم
بعدشم نیشمو بازکردم
اخه بابا همیشه میگفت خیلی این خندهات و دوست دارم وقتی خودتو لوس میکنی بامزه میشی خخ
دلم برای خنده های از ته دل. بابا خییلی تنگ شده بود
خداروشکرت
_تینااااا
بله(تیام بود)
الهی بمیرم داداشم. میترسه یه وقت ناراحت بشم
_ پاشو بریم بیرون خواهش میکنم
تینا>دلم نیومد دلشوبشکونم
بریم. ولی اگه زیاد خریدکردم غر نزنیییییی که چنان غرمیزنمم بگی عجب اشتباهی کردم
تیام خندید و گفت
_ بریم. شما جوون بخواه
رفتم بالا حاظر شدم
یه شلوال لی آبی پوشیدم با مانتومشکی شالمم سرم کردم
بریم
تیام :
با دیدن تینا که اومد گفتم بریم
ستاره:تیام
ستاره. بود
_ جانم
ستاره:کجامیری
_ستاره تو همش کنارمی. اما الان. تو این چند روز. فقط میخوام پیش خواهرم باشم
تینا>از در بیرون رفتم و تیاممم اومد. دنبالم
تیام
_ جون تیام
از خودت بگو چی کار میکنی
_ هیچی عرض کنم. به حضور خواهر. گرام که. صبح ها میرم.مثل خرررر جون میکنم گشنگی. میکشم خودمو میکشم. تا یه لقمه نون حلال درارم. عرق میریزم خخخخخ
romangram.com | @romangraam