#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_167


_ منم به بچه ها گفتم سریع حاظر شن

استرس داشتم نمیدونستم باید چه

کار کنم

یه مانتوی خوشگل گلبهی با شوال لی آبی پوشیدم شال مشکیم هم سر کردم

دوستای خلم حاظر بودن من انقد استرس داشتم کارم طول کشیده بودو منتظر من بودن

وقتی رسیدیم

آریا رودیدم که با پاهاش به زمین تندتند ضربه میزد معلوم بود استرس داره

مریم :اوه اوه آقای عاشق چقدر استرس دارن

تینا برو خوش بگذره

فااطی بلند خندید

منم. خندم گرفته بود عجب خل وچلایی بودنا

آریا با دیدن من اومد

طرفمون

مریم فاطی همزمان گفتن:خوش بگذره ما میریم بخوریم بای بای

هرچی بهشون اشاره کردم نرن منو تنهانذارن انگارنه انگار مثل اینکه کورن

خندیدم روبه روآریا گفتم: میبینین فقط به فکر شکمشونن

آریا هم خندید گفت:میاین یکم قدم بزنیم بعد بریم پیششون

تینا:بله خیلی خوبه

آریا:راستی یه چی بگم بخندیم تا من نگم غذارو نمیارن

تینا:وای خخ راست میگین

آریا:بله چون قبلش هماهنگ کردم پس نمیتونن تنهایی بخورن

تینا:آخیش خداروشکر

آریا:میشه رسمی حرف نزنیم راحت باشیم

تینا:آره اتفاقا برای خودمم خیلی سخته

میتونم یه سوال کنم

آریا:آره بپرس

تینا:چیشد یهو فکرکردی ازم خوشت میاد

آریا:ببین تینا اون روز که که ماموریت داشتیم یادته با غرغرکردنت با حرفات دلم لرزید هروقت میدیدمت بیشتر خودتو تو دلم جا میکردی پیشتر عاشقت میشدم عاشق غرغرکردنت حرص خوردنات اون روز ماشینتو درس کردم باورت نمیشه همش حواسم پیش توبود نمیدونستم دارم چیکارمیکنم

همیشه کنارت بودم هیچ وقت تنهات نذاشتم شبا جلو درخونتون وایمیسادم تا بیای بیرون روزا هرجا میرفتی دنبالت بودم نمیتونستم بدون تو باشم چیکارکردی بادلم ها

وقتی میبینمت قلبم تندمیزنه

باورت میشه چندوقته سرکارنمیرم همه ازدستم شاکین

همش مقصرتویی

تینا: یعنی اونی که دنبالم بود همیشه توبودی

آریا:آره من بودم یه مرد عاشق که نمیتونست بدون عشقش باشه

...تینا>ازخجالت لپام گل انداخت سرمو انداختم پایین نمیدونستم چی بگم

romangram.com | @romangraam