#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_165
تینا:دروغم کجا بود چی جوابشو بدم اگه آرتا بفهمه خون به پا میکنه به خاطر قضیه امیر ندیدین چه دعوایی کرد
مریم:آبجی یکم فکراتوکن ببین خوشت میاد ازش یانه
تینا:پسرخوبی هست اما نمیدونم چیکارکنم موندم چی درسته چی غلط
بچه ها برم یکم بخابم فعلا
رفتم تو اتاق درازکشیدم
دروغ چرا خوشم میومد ازش ازاخلاقش و قیافش ولی نمیدونم چی درسته اگه آرتا بفهمه هردومونو میکشه
اخه یهو چیشد اینجورشد
هزارچی امدتوسرم نمیدونستم چه کنم
(دوروز ازحرفی که آریا زده بود میگذره منم قشنگ فکرامو کرده بودم منتظر بودم زنگ بزنه تا جوابمو بگم)
فقط ازخدا میخام که درست تصمیم گرفته باشم و بعدا پشیمون نشم
داشتم غذا درست میکردم که گوشیم زنگ خورد
با دیدن شماره استرس گرفتم
دستم شروع کرد به لرزیدن
فاطی امد کنارم:آروم باش عزیزم نفس عمیق بکش حرفتو بزن مطئمنم داری درست تصمییم میگیری
جواب بده الان قطع میشه ها
دکمه رو زدم
تینا:الو
آریا:سلام تیناخانوم
تینا:سلام آقا آریا
آریا:هنوز فکراتونو نکردین
تینا :فکرمو کردم
آریا:خب جوابتون چیه
تینا:جوابم منفیه
آریا با صدای ناراحت گفت:دیگه مزاحمتون نمیشم خداحافظتون
فاطمه:چرا اینکارو کردی
تینا:فقط میخاستم بیینم ناراحت میشه یا نه
فاطمه:ازدست تو تینا خودت خراب کردی خودت درسش کن
گوشیو برداشتم و شماره آریارو گرفتم
با شنیدن صداش ازخودم بدم امد مشخص بود که گریه کرده
آریا:بله
تینا:آقا آریا من جوابم مثبته
یه لحظه هیچ صدایی نیومد.
تینا:آقا آریا صدامو دارین
آریا:چی میگین شما که الان گفتین جوابتون منفیه
تینا:دوست دارین منفی باشه
romangram.com | @romangraam