#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_141


با دیدن آتوسا که با ترس به برگه پزشکی نگاه میکرد

آبجیم ترسیده بود

آرتا:آتوسا این چیه دارم دیوونه میشم حرف بزن

آتوسا با بغض گفت: آرتا من

اشکی از چشمش چکید

آرتا:چرا گریه میکنی بابا یه مریضی ساده که گریه نداره که یه آمپول بزنی خوب میشی ازبچگی ازآمپول میترسیدی برای اینه داری گریه میکنی

آتوسا: فقط همین قدر بدون ک رفتنم نزدیکه

آرتا:چرت نگو میام میزنم تو دهنتا درست حرف بزن ببینم چی میگی

آتوسا:هیچی نیست بعدا حرف میزنیم بیا برو پیش تینا زشته داداشی

آرتا:

چپ نگاش کردم رفتم پایین پیش تینا اینا نشستم اما همش فکرم پیش اون مدارکا و آتوسا بود یعنی چیشده آخه

تینا:آرتا کجاییی نیستی توفکری

آرتا:نه بابا اینجا نشستم دارم به حرفاتون گوش میدم

تینا:اگه راست میگی داشتیم درمورد چی حرف میزدیم

... آرتا داشت فکرمیکرد تا یه چیزی بگه همه زدن زیرخنده منم ریز خندیدم اخه چرا دروغ میگی داداش خان که ظایع

بشی

بلندشدم که برم خونه دیگه خسته شده بودم خابمم میومد

تینا:آرتا منو میرسونی خونه

مامان:کجا دخترم اینجا خونته باید ازاین به بعد اینجا بمونی

تینا:نه مرسی اونجا راحت ترم بعدشم دوستام اونجان نمیتونم تنهاشون بزارم

بابا:خونه رو بهشون پس بده بیا اینجا پیشمون

تینا:به کی پس بدم

بابا:برای اون آقا که بزرگت کرده

..خیلی سختشون بود که بگن پدر ومادرت( میگن آقاهه وخانومه )هی خدا

تینا:اون خونه برای خودمه بعد برام خیلی سخته بخام زود کنار بیام واینجا زندگی کنم تازه دوستام هم بخاطر من اینجا امدن نمیشه تنهاشون گذاشت آرتا اگه میشه منو برسون با اجازتون

خداحافظی کردم و کیفمو برداشتم رفتم بیرون وایسادم

برام واقعا سخت بود درسته نشستم پیششون حرف زدم اما نمیتونم قبول کنم

آرتا دروبازکرد تا سوارشدم حرکت کرد

آرتا:چرا اینکارو کردی ناراحت شدن نمیتونستی دلشونو خوش کنی

با صدای بلندگفتم:چرا درک نمیکنین برام سخته تا اینجاشم بزور تحمل کردم فقط بخاطر تو ولی تو عین خیالت نیست که دارم زجرمیکشم بسه دیگ

آرتا:باشه آروم باش من که چیزی نگفتم فقط

تینا:فقط چی ها بابا سخته این همه سال با خانوادت زندگی کنی

بعدبیان بگن اینا خانوادت نیستن

توباشی ناراحت نمیشی من نمیتونم اونارو فراموش کنم هرکاری هم کرده باشن این همه سال بزرگم کردن چجور میتونم بیام با خانواده تو زندگی کنم و قبولشون کنم ها برای تو راحته چون تو که تا حالا ازاین اتفاق برات نیافتاده

آرتا:باشه ببخشید غلط کردم آروم باش

romangram.com | @romangraam