#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_109


یه لحظه بیا بیرون

رفتیم بیرون

آرتین میشه بگی چیشده

آرتین:وقتی شما رفتبن ما شروع کردیم

همه رو دستگیر کردیم آرشام فرارکرده بود آریا میره دنبالش که بگیرتش

آرشام تیرمیزنه به آریا و فرارمیکنه موقع فرار آریا یه تیرمیزنه به پاش بعدام خبرمیکنه بهش دستبند میزنن

وآمبولانس خبرمیکنن آریا و میبرنن بیمارستان همین.

الان همچی تموم شد همه رو گرفتین

آرتین:آره خداروشکر الانم جناب سرهنگ توراهه برای دیدن آریا میاد

آها باشه

...رفتیم تو پیش آریا من نشستم روصندلی

که جناب سرهنگ امد تو همه پاشدیم سلام کردیم

سرهنگ:آفرین کارتون عالی بود مرسی

آریا جان خوبی بهتری

آریا:بله قربان بهترم

سرهنگ:دخترای گلم اگ شما ها نبودین واقعا نمیدونستیم چه کنیم کارتون عالی بود

آریا رو مرخص کردن

ماهم رفتیم خونه

ابن چندروز که نرفتیم دانشگاه هم جناب سرهنگ با بابای آرتا صحبت کرد که نرفتیم دانشگا مشکلی پیش نیاد

اونم قبول کرد

رسیدیم خونه انقد خسته بودیم همه افتادیم رومبل

تلوزیون روشن کردم دیدم داره میگ

باند بزرگ مواد مخدرو وقاچاق انسان دستگیرشد وتشکر میکنم از سرگردآریا صولتی و وآرتین حسینی و سهیل احمدی

و سه خانوم که خیلی کمک کردن تینا محمدی و مریم اسدی و فاطمه رئیسی

مریم: آخ جون وای مارو گفت

چرا خوشحال شدی وای مامان اینا ببینن که بدبختیم

گوشیم زنگ خورد

...وای داشتم سکته میکردم

گوشیمو برداشتم

بله

مامان:تلوزیون چی داره میگه

مامان مگه تلوزیون حرف میزنه

مامان :مسخره نکن جوابمو بده

هیچی مادر من نمیشه اینجورتوضیح داد

مامان:میشه سریع بگو ببینم

romangram.com | @romangraam