#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_102


با دیدن عکسا بابا قرمزشده بودازعصبانیت

بابا:غلط کرده پسره پست میدونم چیکار کنم

بابا ولش کنین اگ کاری کنین اونا فکر

میگنن که من رو دستتون موندم خودم

میدونم چش کنم شما ناراحت نباشین قربونتون برم

بابا:باشه دخترم اما چه آدمیای پیدامیشن

آره آدم عوضی زیاده

رفتم تواتاقم نشستم روتخت

تق تق

بفرمایید

فاطی:تینا باید بریم پیش سرهنگ اینا فک کنم

فاطی زنگ بزن الکی این همه راهو نریم امروز حوصله ندارم

فاطمه:باشه بهت میگم

درازکشیدم روتخت

دینگ دینگ

دیدم گوشیم داره زنگ میخوره

شماره ناشناس بود جواب ندادم

پشت سرهم داشت زنگ میخورد وای رومخ بودا

بزار جواب بدم ببینم کیه این رومخی

بله

_سلام خانوم محمدی

سلام شما

_من سعیدم

بفرمایید کاری داشتین

_زنگ زدم بگم اونجور که فکزمیکنین نیست

دیگ مهم نیست

_اگه اجازه بدین مزاحم بشیم برای امیرخیر

نه اجازه نمیدم

بعدشم تق قطع کردم پسره بیشعور دختر باز چحور روش میشه اخه

چشامو بستم

تق تق فاطی امد تو

فاطمه:پاشو حاظرشو بریم زنگ زدم گفت بیاین کارتون دارم

من حوصله ندارم شما برین هرجی شد به منم بگین

فاطمه:پاشو ببینم حاظرشو سریع بیا پایین منتظرتم

بعدشم رفت فاطی گیربده دیگ ول کن نیستا اه

romangram.com | @romangraam