#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_293




سریع گوشیم از جیب تنگ شلوارم به سختی بیرون کشیدم و شماره خونه گرفتم





بعداز چند بوق صدای نیلو توی گوشم پیچید_چی شده زنگ زدی از عشقت...





بین حرفش پریدم_نیلو شماره مهبد رو داری؟؟!





خندید_مهبد؟چی شده یاد اون کردی؟؟!

نکنه دلت...





با عجله گفتم_عرفان و احسان اینجان





ساکت شد بعد ا زمکثی کوتاه داد زد_چی؟؟





_هیس..میگم دوقلوها اینجان..





نیلو_کجایی مگه!؟





غریدم_قضیه اش مفصله میام برات توضیح میدم فقط اگه شمارشو داری زنگ بزن بهش بگو بیادشب بیاد خونه ...

تا برسم..مطمئنا دفعه اولشون نیس این دوتا میان اینجا...





نیلو آروم باشه ای گفت





_فعلا کاری نداری؟؟





نیلو_نیلا نینجا بازی درنیاریا قایم شو نبیننت..دردسرم درست نکن..





و نالید_خیلی مواظب خودت باش..نگرانتم





همینجور که حرکات دوقلوها زیر نظر داشتم _باشه فعلا خدافظ..





تماس قط کردم

نگاهی به مرتضی و مصطفی انداختم که بیخیال مشغول کار خودشون بودن





دوقلوها هم بسته ای از مرد فروشنده گرفتن و بعد از خداحافظی از فروشگاه خارج شدن





برگشتم و پشت میز روی زمین نشستم

دستم بین موهام فرو بردم_وای نکنه مثل فیلما این فروشگاه مواد مخدر و قاچاقی جا به جا میکنن





لب گزیدم_یعنی مرتضی هم باهاشون هم دسته؟؟

زارزدم _

چرا انقد بدشانسی میاریم اخه

یهو با نشستن کسی کنارم مثل جت ازجا پریدم و با دیدن..

با دیدن دختر ریز میزه ای چشمام‌گرد شد





خندید_چرا اینجا قایم شدی؟؟!





سریع از روی زمین بلند شدم و لباسام تکوندم_هیچی دنبال چیزی میگشتم





ریز خندید_اها..

دستش به سمتم دراز کرد_من آیی هستم





متعجب گفتم_هان؟؟!





که با دیدن قیافم بلند خندید_آیناز هستم ولی بچه ها آیی صدام میزنن





زیر لب غریدم_چه مخفف زشتی..





_شنیدم چی گفتی..





جا خوردم و

سریع غریدم_اصلا گفتم‌که بشنوی..آیی جان





شونه ای بالا انداخت_اسمت توچیه؟؟





خندیدم_نی هستم





مکثی کرد_چی؟!





_نیلا ...چیز یعنی اسمم نیلو ء





سری تکون داد_خوشبختم نیلو

romangram.com | @romangram_com