#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_288
با دیدن مرتضی که آروم زل زده بود به بیرون لبخند کمرنگی زدم
نمیدونم چه حسی بود
ولی شدیدا دلبسته این پسر خجالتی شده بودم...
با یاد اوری ابراز احساسات عجولانم لب گزیدم
_معلوم نیس به کدومشون ابراز علاقه کردم!
وای اگه مصطفی باشه چی؟؟
شاید واسه همین انقد خودش واسه من میگیره!!
با صدای زنگ گوشیم از فکر بیرون اومدم و تماس وصل کردم
که صدای جیغ نیلو توی گوشم پیچید_کدوم گوری رفتی تنهایی؟؟
موبایل از گوشم فاصله دادم_دارم میرم دنبال کار گفتم بهت که..
با حرص غرید_چرا منتظر نموندی باهم بریم؟؟
آروم گفتم_تو استراحت کن.. امروز رو
صدای نفس عمیقش توی گوشم پیچید_تنهایی اخه
خندیدم_مگه دفعه اولمه؟؟!
نیلو_باشه حداقل بگو ناهار چی میخوری ..سرم با ناهار پختن گرم بشه تا بیای..
لبخندی زدم_بنظرت چی رو بیشتر از همه دوست دارم؟؟
نیلو خندید_نون و ماست
بلند خندیدم_دقیقا میخوام برم خواستگاریش اصن یه روز نبینمش
بخدا شبم روز نمیشه
نیلو خندید_دقیقا..
سنگینی نگاهی باعث شد سرم بلند کنم
با دیدن اخم های درهم مصطفی تای ابروم بالا رفت
_عزیزم پس قرار مدار درست کن من بیام عشقمو ببینم
نیلو_چشم..بیا بی صبرانه منتظرته
لبخندی زدم_خداحافظ عشقم
و تماس قط کردم و با چشمای ریز شده زل زدم به مصطفی که سریع نگاهش دزدید_فکر میکردم کسی رو ندارید!!
چپچپ نگاهش کردم_چرا همچین فکری رو کردین؟؟!
شونه هاشو با بی تفاوتی بالا انداخت _بیخیاال
حالا خواستگاری کی هست؟؟
گنگ پرسیدم_خواستگاری کی؟؟
نگاهش به جاده دوخت_خودتون گفتید میخواین برین خواستگاری یه پسره..
کمی فکر کردم
لبخند شیطونی روی لبم نشست_آها اره اره..یه پسره ست خیلی دوسش دارم ولی از اون آبی گرم نمیشه و منم صبرم تموم شده باید خودم پیش قدم بشم
با حرفم
نگاهی به چهره مرتضی انداختم که لب گزیده بود و سرش پایین بود
مصطفی جوری که من بشنوم لب زد_دوره زمونه هم عوض شده
عجب دخترایی پیدا میشن
بی حرف چشم غره ای بهش رفتم
پسره پررو
تا مقصد دیگه هیچکدوممون حرفی نزد
مصطفی جلوی پاساژ بزرگی پارک کرد_مرتضی تا شما برید داخل من ماشین بزنم پارکینگ و بیام
مرتضی آروم باشه ای گفت
پیاده شد
سریع پشت سرش پیاده شدم و همراهش به سمت پاساژ رفتم
دستش رو کشیدم که سریع به سمتم برگشت
چشماش اندازه توپ شد
romangram.com | @romangram_com