#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_165
پیرزنه توجهی نکرد و همچنان غرغر کرد ولی راننده دیگه تایید نمی کرد
مجبور بودیم سر خیابون پیاده شیم
نیلا کلاهش روی سرش درست کرد و عینک دودی به چشمش زد
از ماشین که پیاده شدیم گفتم:
- دیگه اینجوری نگرد
- چرا؟
- دلم می خواد وقتی میریم بیرون خودت کنارم باشی تو خونه مجبوریم یه نفر باشیم بسه
لبخند زد:
- باشه آبجی..
با رسیدن به خونه همزمان آرین از ماشین مشکی با کلاسی پیاده شد
با دیدن من چشماش گرد
شد و
چشماش اروم روی نیلا لغزید که اخمی روی پیشونیش نشست
به سمتمون اومد
و دقیقا رو به روی من ایستاد و با اخم گفت_ایشون کی باشن؟؟!
دهن باز کردم چیزی بگم که نیلا لب زد_نامزدشم
با حرفش چشمام گرد شد
صدای پوزخند آرین انقد بلند بود که جا خوردم_به قیافت میخوره ازین پسرای خیابونی و ...
نیلا بین حرفش پرید_بهتره احترام خودتون رو نگه دارید..
آرین تای ابروش بالا رفت و سکوت کرد
نیلا به سمتم چرخید_خب عشقم بعدا میبینمت..
و بوسه ای روی لپم گذاشت و اروم لب زد_یکم حرص بخوره واسش خووبه
بوسه طولانی تری روی لپ دیگه ام گذاشت که آرین رسما قرمز شده بود
نیلا آروم کنار گوشم گفت_برم تا نترکیده...
لب گزیدم تا خندم چیزی رو لو نده
_باشه ..بعدا میبینمت
نیلا خداحافظی کرد و به ظاهر به سمت خیابون رفت
به سمت آرین چرخیدم ک...
عصبی غرید_فکر میکردم کسی رو نداری!
تای ابروم بالا رفت_چرا نداشته باشم؟؟
به سمت در حیاط رفت که پشت سرش به راه افتادم_چون چیزی نگفته بودی..
شونه هام بالا انداختم_نپرسیده بودین
وارد حیاط شدیم
سرمپایین انداختم و پشت سرش رفتم که یهو ایستاد
محکم خودم بهش
به عقب برگشت_حواست کجاست؟!
متعجب گفتم_ها؟؟!همینجا..
پوزخندی زد_فکر کنم بوسه نامزدتون هواییت کرده
ناخودآگاه با یاد اوری
کارای نیلا لبخندی روی لبم نشست
که آرین از لای دندون های کلید شدش غرید_بعله انگاری خیلیم هوایی شدی
سریع خندم خوردم که اخم کرد_میرم تا مغازه برمیگردم
سرم تکون دادم و به راهم ادامه دادم
وارد خونه شدم
سریع مانتوم روی مبل انداختم
ترجیح میدادم سریع تر شام اماده بشه تا
غر غر های آرین رو نشنوم
به سمت آشپزخونه رفتم
تند تند سیب زمینی ها رو رنده کردم
و مواد لازم کتلت اماده شده بود
romangram.com | @romangram_com