#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_164


نیلا لاک رو روی پیشخوان گذاشت و با لبخند گفتم:

- خانومم خجالتیه.!





چشم غره ای بهش رفتم





فروشنده جواب داد:

- بله خیلی، خیلی هم شبیه هم هستین

نیلا با لودگی گفت:

- دوقلوییم





زن شوکه شده نگاهمون کرد که نیلا پول رو روی پیشخوان گذاشت و دستم رو کشید





بیرون که رفتیم گفتم:

- این چرت و پرتا چی بود گفتی؟؟





- بیخیال بابا کی به کیه؟

بستنی می خوری؟





چشمکی زدم- به حساب تو؟

خندید:

- دیگه حساب من و تو نداریم که.

با غصه گفتم:

- دیگه پول هم نداریم آرین گفت پول نمیده بهمون





نیلا_بیخیال خوش باش..





سر تکون دادم ولی حس ام پریده بود

محکم دستم رو گرفت:

- یه کافی شاپ همین طرفا هست





از پاساژ بیرون اومدیم

به سمت راست اشاره کرد:

- اینور بود؟

- من اصلا یادم نیست اینجا کافی شاپ باشه





- بیا بریم همین وره

- تو کی دیدی که من نبودم؟

شونه بالا انداخت:

- یادم نیست





تا رسیدن به کافی شاپ نیلا در حالی که دست من رو گرفته بود به دخترا نخ می داد

منم غش کرده بودم از خنده





با رسیدن به کافی شاپ گفت:

- بریم تجدید قوا کنیم برگردیم که امشب اگه شام نباشه آرین میکشتمون





سر تکون دادم

پشت میز های پلاستیکی نشستیم

یه کافی شاپ خیلی معمولی اما شلوغ بود





آیس پک سفارش دادم و نیلا شیر موز

ولی در واقع هر دو رو باهم خوردیم

- شام چی بپزیم





لیوانم رو باهاش عوض کردم:

- کتلت خوبه؟

خندید:

- به شرطی که یکیمون فقط نمک بریزه توش





نیشم باز شد:

- باشه نمکش با تو..





نیلا- گوجه هم سرخ کنیم.

- نمی دونم دوست داره یا نه





شونه بالا انداخت:

- به ما چه..ما کارمونو می کنیم.





آخر لیوانش رو نشونم داد:

- تمومه بریم؟





بلند شدم:

- بریم.

دوباره تاکسی گرفتیم. سرم رو روی شونه اش گذاشته بودم که پیرزن بغلی آروم اروم شروع به غرغر کرد





که جوونا بد شدن و دخترا حیا ندارن میخوان برن تو حلق هم و...





راننده هم هی تایید می کرد که نیلا یهو سرفه کرد:

- ببخشید قابل توجهتون خواهر برادریم.



romangram.com | @romangram_com