#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_153
نیلا _نواربهداشتی میخوام!
متعجب گفتم_نداریم؟؟!
نیلا_خودمون نه ولی طبقه بالا دیدم تو کمد بود...
سرم تکون دادم _روی تخت دراز بکش برات میارم
از لای در سرک کشیدم کسی توی سالن نبود
حتما رفته بودن تو اتاق
پاورچین پاورچین به سمت اتاق خواهر ارین رفتم
نمیدونستم چطور ممکنه بعد یه مدت هنوزم نوار بهداشتی تو اتاقشون داشته باشن
یه راست به سمت اتاق رفتم
تند تند مشغول گشتن تو کمدا شدم
با دیدن بسته کامل نوار چشمام برق زد
سریع برداشتمش
نگاهی بهش انداختم
حالا کجا قایمش کنم این دوتا نره غول نبیننش
از لای در سرکی کشیدم
کسی توی راه رو نبود
روی نوک پا حرکت کردم و آروم آروم به سمت پله ها رفتم که با صدای آرین
سریع ایستادم
آرین_تو مشکوک میزنیا ..مثل دزدا میای ..مثل دزدا میری
به سمتم اومد که سریع
بسته نوار بهداشتی رو پشت سرم قایم کردم
آرین_اون چی بود؟؟!
من من کنان لب زدم_هیچی..
دستش برای گرفتن دستم جلو آورد که بی هوا بسته رو توی لباسم کوبیدم
که چشمای ارین گرد شد یهو زد زیر خنده
_فهمیدم چیه...
از خجالت سرخ شده بودم
خبرت بیارن نیلا الان وقت پریود شدن بود آخه
آرین شیطون خندید_چای نباتی چیزی لازم نداری برات درست کنم
لب گزیدم سریع گفتم_نه
با دو پله ها رو پایین اومدم
خودم پرت کردم توی اتاق
بسته توی بغل نیلا پرت کردم_بگیر که آبروی نداشتم رفت سر تو...
نیلا خوشحال بسته رو گرفت
تیز پرید سمت دستشویی...
روی تخت نشستم حالا تا یه هفته باید متلک هاشو گوش کنم...
اصلا به من چه نیلا خودش بره متلک گوش کنه
شده مثل آش نخورده و دهن سوخته..اه اه
همینجور با خودم غر غر
که در اتاق باز شد نیلا دست به کمر وارد شد
هنوز رنگش پریده بود و مثل گچ سفید بود
دلم براش سوخت همیشه موقع پریودی چند روز اول درد داشت
به سمتش رفتم_برات قرص بیارم؟؟!
روی تخت نشست_حالت تهوع دارم نیلو..
کلافه به سمت در رفتم_میرم برات نبات داغ درست کنم ..حالت بهتر میکنه...
رو تخت خوابید و از اتاق بیرون زدم یه راست به سمت آشپزخونه رفتم بعد برداشتن نبات از کابینت
ظرفی روی گاز گذاشتم تا نبات توش باز بشه...
که صدای خنده آرین اومد_میگفتی میومدم برات درست میکردم خب...
بی توجه بهش مشغول همزدن نبات داغ شدم...
romangram.com | @romangram_com