#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_138
چپ چپ نگاهش کردم
و دستگاه از مهبد گرفتم
کمی نگاهش کردم
زیاد پیچیده نبود
اونو توی گوشم قرار دادم
و لبخندی زدم _بفرما دیدی سخت نبود
آرین دست به سینه به مبل تکیه داد_برعکس جاش زدی خنگ
سریع دستگاه از گوشم بیرون آوردم و دوباره جاش زدم
که اینبار صدای خنده مهبد بلند شد_الان برعکسه..آرین دستت انداخت میخواست ببینه یاد گرفتی یا نه
چنان چشم غره ای به آرین رفتم که چشمام لوچ شد
اینبار با دقت بیشتری گیرنده رو توی گوشم تنظیم کردم
_خوب حله؟؟!
مهبد دستگاه دیگه ای رو روشن کرد _۱ ۲ ۳ صدام داری؟؟!
متعجب نگاهش کردم که خندید_صدام میاد؟؟!
_وا خب مگه کر هستم که نشنوم صداتو معلومه میاد؟؟!
آرین از روی مبل بلند شد و کنارم نشست
و دستش به سمت گوشم برد که سرم عقب کشیدم_چی میخوای؟؟!
بی حوصله دستش پشت گردنم گذاشت و سرم جلو آورد
و موهام کنار زد
انگشتش توی گوشم فرو برد و کمی با گیرنده داخل گوشم ور رفت
که نفس های داغش پوست گردنم به رو اتیش کشید
نفسم توی سینه امحبس کردم
عقب کشید_حالا درست شد
مهبد خندید_۱ ۲ ۳
داری صدامو؟
صداش با ولوم خیلی زیادی توی سرمپیچید
اخمی کردم_یواش بابا کر شدم
آرین انگشتش توی گوشم کرد
که محکم زدم پشت دستش_اون انگشتت جمع کن
خندش گرفته بود
_خیلی خب فقط میخواستم ولومشو درست کنم
گیرنده از گوشم بیرون کشیدم توی دستش گذاشتم_بیا حالا تنظیم کن
انقدم منو انگشت نکن...
رومو ازش گرفتم که با دیدن صورت سرخ شده مهبد تازه فهمیدم چه گندی زدم
لب گزیدم که...
سرم از خجالت پایین انداختم
ارین گیرنده رو گرفت و درستش کرد..
_بگیر..
دستم رو دراز کردم بگیرم ازش
که یهو گردنم رو چسبید و سرم رو کشید سمت خودش_فکر نکنمتو عرضه گذاشتنش رو داشته باشی بیا خودم برات بذارمش
موهام رو که باز دورم ریخته بود با حرص به شکل دم اسبی تو مشتش گرفت و گیرنده رو فرو کرد تو گوشم
با حرص جیغ کشیدم _چیکار میکنی پاره شد...
مهبد از خنده نزدیک بود زمین گاز بزنه
بی توجه به سوتی های افتضاحی که میدادم
سرم رو عقب کشیدم تا موهام از چنگ آرین خلاص کنم
که موهام تو دست آرین کشیده شد
با صدای جیغ جیغویی گفتم:
- ول کن اون بی صاحابا رو دیگه ..
مهبد ریز خندید
romangram.com | @romangram_com