#دختر_بد_پسر_بدتر_پارت_147
چرا بوی عطرش هنوزم بود
هنوزم صدای نفساش بود
جیغ زدم:
- بــابــا کــجــایــی؟
رو زمین افتادم و زجه میزدم و صدای پا اومد و مامان با عجله به سمتم دویید
سر تا پا مشکی پوشیده بود و صورتش رنگ پریده بود و چشماش قرمز!
پشت سرش عمو بود
شباهتی به بابا نداشت
ولی همونقدر قد بلند بود و همونقدر جذاب
با نفرت نگاهش کردم
نگاه لبریز از نفرتمو از چشمای گریون و پشیمون مامان به چشمای خونسرد و براق عمو چرخوندم
با نفرت و بغض دستامو با شدت از دستای مامان کشیدم بیرون و جیغ زدم:
- بابام کجاست؟ مگه حالش بد نشده بود؟ مرخص شده یا هنوز بیمارستانه؟
مامان با بغض نگاهم کرد و نگاه ملتمسشو به عمو دوخت
اما عمو با خونسردی شونه هاشو بالا انداخت !
مامان به نگاه منتظر و ناباور من زل زد و اروم اروم و شمرده شمرده با بغض گفت:
- نیاز... عزیزم... بابات.......
نا باور و حرصی جیغ زدم:
- بــابــام چــــی؟
به چشمای طوفانیم زل زد و اروم گفت:
- بابات... مُرده )
نگاه طوفانی و پر بغضم مستقیم رو تلفن بود
به چه جرعتی برای من پیام میفرستاد؟
ناباور و بهت زده بلند شدم و جیغ زدم:
- آشغالِ حیوون
تلفن رو با دست ازادم چنگ زدم و کوبیدمش به دیوار و جیغ زدم:
- چرا بهم زنگ میزنی؟
نفس نفس زنون سر خوردم رو زمین و جیغ زدم:
- این چه بازی ایه دیگه؟
با بغض داد زدم:
- یکی از پولداری زیادش میناله... یکی پول نداره نون بخره
مشتمو به پام کوبیدم و داد زدم:
-یکی غرق گناهه و خوشبخته.
یکی یه گناهم نکرده و داره کنار خیابون از بیچارگی جون میده
سرمو اروم به دیوار پشتم کوبیدم و اروم تر گفتم:
- یکی مثل من کسیو نداره که الان بهش بگه آروم باش همه چیز درست میشه.
اروم اروم تو همون حالت دراز کشیدم رو زمین و با بغض نالیدم:
- کاش حوا سیب ممنوعه رو نمیخورد... تاوان اشتباه اونارو قرن هاست که ما میدیم
چشمامو بستم و با بغض گفتم:
romangram.com | @romangram_com