#چشم_هایی_به_رنگ_عسل_پارت_175
- مامان پس بقیه کجان؟
- همه حاشون خوبه ، شما چطوری دختر جوان؟!
با شنیدن صدای غریبه، همگی سربرگرداندند.مردی لاغر اندام و قد بلند با چهره ای استخوانی و عینکی بزرگ برچشم،جلو آمد و با لبخندی مهربان ، برای گرفتن نبض و فشار، دستم را گرفت .بنظر پنجاه _ شصت ساله می آمد. به زحمت جواب دادم:
- من خوبم،ببخشید شما؟!
- من دکتر پرستویی هستم؛ پزشک خانوادگی آقای متین! حالا شیدا خانم، بگو ببینم درد داری؟
- بله، سرم خیلی درد می کنه
- حالت تهوع هم داری؟
- نه.....
- سرگیجه چطور؟
- کمی!
romangram.com | @romangram_com