#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_98




واییی خدا دلم... آخرین عکس العمل نگین ته خنده بود...





با کیفش که پر از آتا آشغال بود و حسابی سنگین زد فرق سر امیر....





واییییییی خدااا مردم... خیلی باحال بود....





آخخخخخخخخخ.... ترکش های خشم گودزیلا به منم خورد... نگران نباش نگین جان.... یه تلافی سرت در بیارم.....





بعد از این که هواپیما بلند شد نگینم خوابید... وقتی از خوابش مطمئن شدم از امیر خواستم یه چیزی بده بگیرم دم دهن نگین....





بیچاره تعجب کرد اما بالشت پشت گردنش رو داد... منتظر بود بدونه چیکار میکنم.....





منم یکم رفتم پایین تا سرم جلو بازوش بود... و....... گاززززززززززززز...





سریع بالشت رو دم دهنش گرفتم تا جیغش صداش نیاد.... امیر از خنده سرخ شده بود و سرش پایین بود....





آخه میترسید یهو نگین گودزیلا شه و یه بلایی سرش بیاره....

بعله دیگه کیه که از گودزیلایی مث نگین نترسه؟

والا....





یهو بش نگید ها... من جونمو دوست دارم... تا آخر پرواز نگین تو چرت بود... کامل نمیخوابید که یهو اذیتش نکنم....





آخه به منه مظلوم میاد؟

از هواپیما که پیاده شدیم و خواستیم از امیر جدا شیم... شمارمو خواست.... منم خط دوممو دادم....





خط اصلیمو فقط دوستام داشتن... دلیل نداشت کسی دیگه داشته باشه...

نگین رفت خونه یه اقوامشون... آخه قول داده بود بره اونجا....





بهتر... یه مزاحم کم تر... طنازم رفت بالا... و منم به خونه برگشتم....





آخیش... دلم برات تنگ شده بود خونه جونم... الهی این طناز و نگین فدای راحتیت شن...





romangram.com | @romangraam