#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_121
بیخیال دقت به این چیز ها وارد عمارته شدم....
بهمون جوری احترام گذاشتن که گفتم :نکنه ملکه انگلیسم؟؟؟؟؟؟
وقتی نشستیم یه پسره وارد شد که حدس زدم پسر ارباب باشه....
اوه بدبخت مردم روستا که این قراره ارباب بعدیشون باشه....
قیافه داغون.....
قد کوتاه......
و سوء تغذیه......
دلم برا مردم روستا کباب شد ها
که البته بعدش فهمیدم الکی خودمو کباب کردم..... اون یکی از خدمه بوده....
ای بابا میخواستم برا تانیا بگیرمش ها که ارث و میراثش به اون برسه اما. ......
با احترامی که خدمه گذاشتن فهمیدم اربابه داره میاد......
اما........
اما اینکه امیره......
یعنی چشمام به قدری درشت شده بود که گفتم الان فک میکنن چشامو پروتز کردم......
با صدای امیر به خودم اومدم.....
(یادآوری :امیر همونه که تو مشهد بود)
با بهت گفت :نیلوفر؟؟؟؟؟
منم همانطور گفتم :امیر؟؟؟؟؟؟؟ تو اینجا چه......... میخوری؟؟؟؟؟ چه غلطی میکنی؟؟؟؟؟؟ عشق من کو؟؟؟؟؟؟؟
romangram.com | @romangraam