#زحل_پارت_215


با کی حرف می زنی؟

_وای ترکید دلم بابا!با خودم،این بچه نمی خوابه که.

بهار_بچه یا مادر بچه؟!چته؟بیشتر از بچه صدای نق نق تو میاد.

_مسیج دادم بردیا گفت نمیام.

بهار با حرص گفت:نه الان میاد مهریو ول می کنه میاد تورو بغل می کنه می گیره می خوابه.

_وا؟!

بهار_خوب زن حسابی،فکر کن،معلومه نمیاد،مهری داره می میره

_خدا نکنه بی چاره!نچ...آره...آره...بیاد خونه چند منه.

بهار_وای تو ازدست رفتی زحل!چته زن؟عین مرغ سر کنده ای هی راه می ری با خودت حرف می زنی ..‌ یه شب حال مهری خراب شده، مونده بیمارستان، نرفتن یکی از هتل های هلیتون ماه عسل که!

"بها رنشونه می کرفت و صاف می زد تو هدف، آدمو لال می کرد نه می شد جواب داد نه توجیح کرد "سری تکون دادم و با همون حرص گفت:

_عین دستگاه سانتریفیوژ این قدر این بچه رو تکون دادی پلاسمای خونش از خونش جدا شد،خوابید، بیا ببر بذار سرجاش.

romangram.com | @romangram_com