#زحل_پارت_198


_خوب شما هم مادرشونید،من حدمو می دونم مهری خانم.

مهری _می دونم زحل عزیز...شاید هر کی جای تو بود خیلی کارها می کرد "

قلبم هری ریخت فهمیده با بردیا پنج ماهه رابطه دارم؟داره به در می گه دیوار بشنوه؟با تردید نگاش کردم و گفتم:

_مثلا چی؟

مهری لبخند زدوگفت:بگذریم،غذای بچه هارو نمی دی؟

_چرا الان میام می دم...اول قرصای شمارو بدم.

مهری _زحمت منم گرد تواِه.

_من کاری نمی کنم فقط دارو می دم.

مهری _می شه آوارو ازم بگیری

آوات رو زمین گذاشتم، رنگ مهری یه هو پرید،آوارو گرفتم و گفت:

_زحل کمکم کن بخوابم...

romangram.com | @romangram_com