#زحل_پارت_179


سها_نچ باز چی شده..."از جابلند شد و رفت بیرون و بردیا اومد داخل در اتاق و بست و گفت":

_وایستادی برّ و برّ نگاش می کنی؟

جوابشو ندادم و زیر انداز بچه هارو پهن کردم وبردیا اومد کنارم زدو گفت:

گفت:با توام...داره می بره و می دوزه،اینا که تو این خونه نیستن...

_اومد، سیر تا پیاز تعریف می کنم، مبّرا بشی.

بردیا شاکی گفت:من نیازی به مبّرا شدن ندارم.

_مگه نمی گی دخترا تو خونه نیستن که بگن "نه داداش بالاست پایین نمیاد "...

بردیا_اصلا به اون چه؟من بگم؟من جواب بدم؟

_من نمی تونم بگم به تو چه؟ الان برمیگرده از سر ماجرارو می گه ، که بکن نکن بگه...

بردیا شاکی تر گفت:آره تو هم دهن بین...

شاکی نگاش کردم وگفتم:چی می گی؟معلومه؟

romangram.com | @romangram_com