#زحل_پارت_176

"ظرف میوه رو از تو یخچال در آوردم و بردیا گفت":

_چرا شومینه رو روشن کردی؟

_بچه ها رو بردم حموم،گفتم خونه یه کم گرم بشه، سرما نخورن.

_تنهایی بردی؟ جفتشونو با هم؟!!

_نه یکی یکی بردمشون، این رفعت خانم...

منیر خانم اومد تو آشپز خونه و گفت:

_مادر چرا نمی ری لباساتو عوض کنی؟،همین طوری با لباس بیرون ایستادی، بازجویی می کنی؟

بردیا_باز جویی چیه مادر؟

صدای گریه ی یکی از بچه ها اومد، زیر غذا رو تا اومدم کم کنم بردیا عصبانی گفت:

_این لامصبو ول کن،برو به بچه برس،انگار رستورانه منو دادن.

_زیرشو کم کنم می رم دیگه. تا بچه گریه کنه،بالا سرش ظاهرش بشم؟شیر بدم؟مهری خانم می گه این طوری بچه ها تو بزرگ سالی پرخوری عصبی می گیرن.


romangram.com | @romangram_com